امّ سليم » او در پاسخ گفت : « آرى ، اى رسول خدا ، پدر و مادرم به فداى تو آيا اجازه مىدهى همان سان كه خود كسانى را كه با تو مىجنگند مىكشى من اين كسانى را كه از پيرامون تو مىگريزند بكشم ؟ » امّا رسول خدا ( ص ) در پاسخ او فرمود : « اى امّ سليم ، آيا خداوند به كشته شدن همين مشركان بسنده نخواهد كرد ؟ »
در اين نبرد با آن كه هوازن تيراندازانى ماهر بودند ، امّا مسلمانان جنگيدند و از خود حماسه و تلاش نشان دادند و به كمك خداوند خود را به ميان مشركان انداخته شانههاى اسيران را مىبستند و كشتگان را خلع سلاح مىكردند .
ابن اسحاق از جابر بن عبد اللّه انصارى روايت مىكند كه گفت : « به خداوند سوگند طولى نكشيد كه اسيران را با شانههاى بسته در حضور رسول خدا ( ص ) يافتند » .
شكست كامل مشركان
662 - نبرد حنين با فرار خفّت بار مشركان و پناه بردن آنان به اوطاس پايان يافت و اين شكست مشركان پس از آنى بود كه رسول خدا ( ص ) مؤمنان را در پيرامون خود گرد آورد و چنين به درگاه خداوند دست دعا برداشت كه « پروردگارا آنچه را به من وعده دادهاى از تو مىخواهم . پروردگارا نبايد آنان بر ما چيره شوند » ؛ پس از آنى بود كه آن حضرت اصحاب خود را با اين فرياد فرا خوانده بود كه « اى اصحاب بيعت رضوان و اى اصحاب حديبيّه ، از خدا پروا كنيد ، از خدا پروا كنيد كه اينك پيامبرتان مورد هجوم قرار گرفته است . اى ياران خدا و اى انصار رسول او ، اى فرزندان خزرج و اى اصحاب سورهء بقره » و بالاخره پس از آنى بود كه پيامبر منادى خود را به بانگ زدن مردم با اين دعوت فرمان داده و خود نيز مشتى خاك بر گرفته ، به سوى كافران افكنده و فرموده بود : « چهرههاتان سياه باد » .
بدين ترتيب خداوند شكست را نصيب دشمنان خود و دشمنان حق و همان