آنگاه سه بار فرمود : « پروردگارا من در پيشگاه تو از آنچه خالد انجام داده است بيزارى مىجويم » . اين دعا نشان مىدهد كه عمل خالد بن وليد قلب رسول خدا ( ص ) را آزرده بود ، چرا كه او به عنوان فرستادهء آن حضرت مردمى بيگناه را به قتل رساند .
در اين ميان روايتى آوردهاند كه از عذر خواهى خالد بن وليد و توجيه اين كار از سوى وى كه هيچ توجيهى نمىپذيرد حكايت دارد . گفتهاند آن مردم در هنگام مواجه شدن با خالد گفتند « صبأنا » و مراد آنان از اين سخن آن بود كه اسلام آوردهاند در حالى كه خالد گمان كرد مراد آنان از اين گفته اين است كه كافر شدهاند و وى به همين دليل نيز آنان را كشت .
به عقيدهء ما چنين عذرى يك عذر ناموجّه است چرا كه اوّلا سند اين روايت ضعيف است و ثانيا حتّى به فرض صحّت اين روايت خالد حق نداشته است به صرف چنين گمانى با آنان به جنگ بپردازد ، زيرا براى او روشن شده بود كه اين گروه توان جنگ را ندارند . پس با اين حال جاى اين پرسش است كه چگونه وى به جنگ با آنان مىپردازد ؟ روشن است كه اين جنگ جنگى محمّدى نبود ، علاوه بر اين حتّى پس از جنگ و هنگامى كه وى آن مردم را به اسارت در آورد باز چرا در سحرگاهان اين اسيران را به قتل رساند ؟
به هر حال از هر زاويهاى كه به اين عمل نگريسته شود قابل توجيه نخواهد بود مگر آن كه بگوييم عملى مبتنى بر آيين جاهليّت بوده است ، آن سان كه وى خود در مناظرهاى كه ميان او و عبد الرحمن بن عوف در گرفت و عبد الرحمن به سرزنش او پرداخت به اين مسأله اعتراف دارد . ابن اسحاق در اين باره مىگويد : « ميان خالد بن وليد و عبد الرحمن بن عوف در اين باره مجادلهاى رخ داد و عبد الرّحمن به خالد گفت : « تو كارى مبتنى بر آيين جاهليّت در دوران غلبهء اسلام انجام دادهاى » و خالد به او پاسخ داد : « من انتقام خون پدر تو را از آنان گرفتم » . امّا عبد الرّحمن به او گفت : « دروغ مىگويى . تو نه انتقام گرفته ، بلكه قاتل پدر مرا كشتهاى و
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 310
مساهمون: حسين صابري
ص٣١٠