مهربانى پيشه كرد و همگى را مورد عفو و گذشت قرار داد .
در اين ميان انصار كه زمانى رسول خدا ( ص ) را پناه داده و از او حمايت كرده بودند گمان كردند كه مأموريت آنان به پايان رسيده است . اين انديشه را در سر مىپروراندند و به يكديگر مىگفتند كه « خداوند مكّه را به دست رسول خود فتح كرده و اينجا شهر او و زادگاه اوست » آنان همچنين از يكديگر مىپرسيدند كه « آيا گمان مىكنيد رسول خدا ( ص ) پس از آن كه خداوند شهر و زادگاه او را براى وى فتح كرده در آنجا خواهد ماند ؟ »
زمانى كه انصار اين سخن را بر زبان و اين پندار را در دل داشتند رسول اكرم ( ص ) بر بالاى كوه صفا به دعا ايستاده بود . امّا چون آن حضرت دعاى خويش را به پايان برد رو به انصار كرد و فرمود : « چه مىگوييد ؟ » گفتند : « اى رسول خدا چيزى نيست » . آن حضرت به آنان اصرار كرد تا آن كه بالاخره ماجرا را گفتند . در اين هنگام آن حضرت فرمود : « پناه به خدا كه چنين كارى شود . زندگى من با زندگى شما و مرگ من با مرگ شماست » . يعنى آن كه او تا دم مرگ در ميان آنان زندگى خواهد كرد ، چرا كه خداوند به وسيلهء همين گروه او را يارى كرد و اين در حالى بود كه ديگران از يارى او دست كشيده و حتّى روياروى او قرار گرفته بودند .
به همين سبب است كه آن حضرت خود مىفرمايد : « اگر تنها اين تفاوت وجود نداشت كه من به مدينه هجرت كردهام و بدين سبب عنوان مهاجر مىيابم مردى از انصار بودم و اگر همه مردم از سويى و انصار از سويى ديگر بروند از همان سو كه انصار رفتهاند خواهم رفت » « 14 » .
احترام مكّه
640 - خداوند مىفرمايد : « آيا نديدهاند كه ما حرمى امن قرار داديم در حالى كه مردم از پيرامون آن منطقه ربوده مىشدند ؟ پس آيا به باطل ايمان مىآورند و به
هامش
( 14 ) - ناگفته نماند كه صحّت چنين احاديثى خالى از ترديد نيست . - م .