تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
- اين نامه براى مردم بحرين و والى آن سرزمين يعنى منذر بن ساوى فرستاده شده است . اين نامه نشان مىدهد كه اين والى دعوت رسول خدا ( ص ) به اسلام را پذيرفت . اين خبر همچنين از يك نكتهء حكيمانه خبر مىدهد و آن اين كه رسول اكرم ( ص ) فرمانروايى را كه به پذيرش اسلام شتافت در مسؤوليت خود باقى گذاشت و هيچ فرمانرواى ديگرى از بزرگان صحابه و يا از ديگران به جاى او نفرستاد . هدف از اين كار نيز آن بود كه با فرستادن فردى از خارج آن سرزمين مردم گمان نكنند كه بيگانه‌اى بر شؤون آنها مسلّط شده ، بلكه اين كار باعث شد آنان احساس كنند فرمانروايى كه به نام پيامبر بر آنان حكم مىراند از خود آنهاست . در واقع نيز همين كارگزار - به شرط درستكارى - شايسته‌ترين فرد براى اين مسؤوليت بود ، چرا كه از روحيّات آن مردم آگاهى داشت و بيش از هر كسى به اوضاع و احوال آنان آشنا بود و مىتوانست با شيوه‌هايى كه براى آن مردم آشنا و پذيرفتنى است امور آنان را اداره كند . همچنين در اين روايت اين حقيقت اثبات مىشود كه جزيه بر غير مسلمانانى كه در سايهء حكومت مسلمين زندگى مىكنند مقرّر داشته خواهد شد آن سان كه در مورد رخداد حاضر ، يهوديان و مجوسيان موجود در آن سرزمين مشمول حكم جزيه قرار گرفتند . فقها بر وضع جزيه بر اهل كتاب اتّفاق نظر دارند و در اين ميان ابو حنيفه با استناد به قياس بت پرستان غير عرب با مجوس اجراى احكام جزيه دربارهء آنان را نيز درست دانسته است .

نامهء رسول خدا ( ص ) به پادشاه عمان

617 - آن سان كه در ماجراى ارسال نامه از سوى رسول خدا ( ص ) براى شاهان و اميران مشاهده مىكنيم پيامبر ( ص ) از دعوت مردم شهر و روستا و بيابان
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 247 | حسين صابري / محمد أبو زهرة