« بسم اللّه الرّحمن الرّحيم به محمّد بن عبد اللّه از مقوقس بزرگ قبطيان سلام بر تو . بارى نامهء تو را خواندم و آنچه را در آن گفته بودى و بدان فرا مىخوانى را دريافتم . اين در حالى است كه پيش از اين مىدانستم كه هنوز يكى از پيامبران خدا مانده و مبعوث نشده است و گمان داشتم كه آن پيامبر در شام مبعوث خواهد شد .
من فرستادهء تو را گرامى داشتم و دو كنيز كه در قبط منزلت بالايى دارند و نيز قدرى لباس برايت فرستادم و قاطرى براى سوارى به تو هديه كردم .
سلام بر تو » .
اين نامه مقوقس به رسول خدا ( ص ) است و از آن حكايت دارد كه او نيز چون هرقل به قرآن كريم و اسلام قانع شده ، امّا در پذيرش آن ترديد داشته ، ولى به گونهاى مؤدّبانه آن را رد كرده و براى اين ترديد و انكار چنين بهانه كرده است كه به گمان او آن پيامبر مىبايستى در شام مبعوث مىشد .
يكى از كنيزهايى كه مقوقس به رسول اكرم ( ص ) هديه كرد ماريهء قبطى است كه ابراهيم فرزند رسول خدا ( ص ) از او متولّد شد . مشهورترين روايات در مورد ماريه آن است كه آن حضرت در ابتدا او را آزاد و سپس با او ازدواج كرد .
نامهء رسول خدا ( ص ) به منذر بن ساوى
616 - واقدى در المغازى خود به نقل از عكرمه غلام عبد اللّه بن عباس چنين آورده كه وى عكرمه پس از درگذشت ابن عبّاس در ميان كتب او كتابى يافته و نسخهاى از آن برداشته است . در آن كتاب چنين آمده كه رسول خدا ( ص ) علاء حضرمى را نزد منذر بن ساوى فرستاده و به وسيله او نامهاى به منذر رسانده و در آن نامه او را به اسلام دعوت كرده است . عكرمه متذكّر آن نيست كه اصل نامهء رسول خدا ( ص ) را يافته باشد ، امّا او پاسخ منذر بن ساوى و سپس نامهء مجدّد رسول