تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
است كه تو يادآور شده‌اى . ما رسالت تو را كه بدان مبعوث شده‌اى مىشناسيم و از اين پيش پسر عمويت « 12 » و اصحابت را شناخته‌ايم . اينك گواهى مىدهم كه تو رسول راستگوى خدايى كه مورد تأييد كتب پيشين قرار گرفته‌اى و من اكنون با تو بيعت كرده‌ام پيش از اين نيز با پسر عمويت بيعت كرده‌ام و به دست او براى خداوند پروردگار جهانيان اسلام آورده‌ام » . پاسخ نجاشى صريح و روشن بود . نامه رسول خدا ( ص ) نيز كه براى او و قوم او فرستاده شده بود خالى از هر گونه اكراهى بود ، او اسلام آورد و اطرافيانش نيز اسلام آوردند و آنگاه بىآن كه مردم را ناگزير به پذيرش دعوت سازد آنان را به اسلام دعوت كرد ، آن سان كه خداوند مىفرمايد : « هيچ اكراهى در پذيرش اين نيست و راه هدايت از گمراهى جدا و روشن شده است » . نجاشى نيز هدايت را براى مردم روشن ساخت و او كه پادشاهى عدالتگر بود بىهيچ ترديد و دودلى به دعوت حق پاسخ گفت و به خدا ايمان آورد ، امّا قومش كه از سوى او امان داده شده بودند اسلام نياوردند .

نامهء رسول خدا ( ص ) به مقوقس

615 - رسول خدا ( ص ) همچنان به ارسال نامه براى سران و پادشاهان ادامه داد تا هر كس را كه زنده است هشدار دهد و خواست حق در مورد كافران محقّق گردد . رسول خدا ( ص ) به سران ممالك نامه مىفرستاد ، آن سان كه براى كسرى و هرقل و نجاشى نامه فرستاد و آنان نيز برخى راه مىيافتند و برخى همچنان بر گمراهى خود اصرار مىكردند . يكى از كسانى كه پيامبر ( ص ) براى او نامه فرستاد مقوقس بزرگ قبطيان بود كه در سايهء حاكميّت روم به سر مىبردند و از نظر دينى تحت ستم فراوان بت پرستى
هامش
( 12 ) - اشاره به جعفر بن ابى طالب . - م .