نامهء رسول خدا ( ص ) به نجاشى
614 - پيامبر اكرم ( ص ) به پادشاه حبشه اصحمه نامه نوشت و به او اميد خير و سعادت داد ، زيرا او در هنگام هجرت اصحاب وى به سرزمينش آنان را گرامى داشته بود . رسول خدا ( ص ) در اين نامه او و قومش را مخاطب دعوت قرار داده و اين در حالى بود كه چنان كه از برخى روايات بر مىآيد و نيز از اظهاراتى كه در اين نامه وجود دارد روشن مىشود ، وى پيش از اين اسلام آورده بود . متن آن نامه از اين قرار است :
« بسم اللّه الرّحمن الرّحيم از محمّد رسول خدا به نجاشى پادشاه حبشه در مقابل تو خداوند را ستايش مىكنم خداوندى كه هيچ خدايى جز او نيست و او پادشاهى منزّه و او سلام و مؤمن و مهيمن است . گواهى مىدهم كه عيسى بن مريم روحى الهى و كلمه اوست كه آن را به مريم آن دوشيزهء پاكدامن پاك القاء كرد و او به عيسى آبستن شد و خداوند او را از روح خويش و از نفحهء الهى آفريد ، آن سان كه آدم را به قدرت خويش آفريده بود . من تو را به خداوند يگانهاى كه هيچ شريك ندارد و به باقيماندن بر طاعت او و نيز به اين فرا مىخوانم كه از من پيروى كنى و بدانچه بر من وحى رسيده است ايمان آورى كه من رسول خدايم و من تو و سپاهيانت را به خداوند - عزّ و جلّ - فرا مىخوانم . اينك ابلاغ كرده و پند دادم . پس پند مرا بپذيريد . درود بر كسى كه از هدايت پيروى كند . »
اين نامهء رسول خدا ( ص ) است كه دعوت و حكمت نبوّت در آن جلوهگر است . پيامبر ( ص ) اين نامه را به وسيلهء عمرو بن اميّه ضمرى فرستاد و از آنجا كه نجاشى با مسلمانان آشنا بود و به اسلام تمايل داشت اعزام اين فرستاده و نامه از سوى آن حضرت با تأكيد و توضيح بيشتر مفاهيم رسالت همراه بود . به همين سبب عمرو بن اميّه خطاب به نجاشى گفت : « اى اصحمه بر من سخن گفتن است و بر