انصاف به حق متمايل شوند و علاوه بر اين پيروزى پى در پى مؤمنان به سبب ايمان آنها جانها را به شوق آن مىافكند و دلها را به گوش سپاردن به آن وا مىدارد .
اگر پس از اين جنگها هيأتهايى از سوى قبايل مختلف عرب و از آباديهاى مختلف به مدينه مىآمدند و ايمان آوردن خود را اعلام مىكردند و اسلام را مىآموختند و به تلاوت قرآن گوش مىسپردند ، ورود اين هيأتهاى پى در پى براى شنيدن پيام حق از زبان منادى آن ، در پى رسيدن اخبار محمّد ( ص ) و پيروزيهاى او صورت مىگرفت و اين جنگها خود يكى از عوامل به وجود آورندهء آن بود .
در اين ميان خاتمه دوران جنگ ميان رسول خدا ( ص ) و مشركان با انعقاد پيمان صلح و سپس با رويارويى آن حضرت و كسانى كه قصد ستم عليه او داشتند زمينه را براى دعوت مردم به اسلام در آرامش دلها و سكوت انسانها فراهم آورد و در اين شرايط صداى حق تنها صدايى شد كه به سخن گفتن بلند بود در حالى كه صداى چكاچك شمشيرها نيز خاموش شده بود . در اين آرامش و در حالى كه كينهها فرو نشسته و همهء سركشيها رام شده بود و ديگر آن كينهاى كه در دلها شعله بر مىافروخت وجود نداشت و بلكه اين صلح استوار بود كه دلها و جانها را نرم مىكرد ، برخى از اعراب به اسلام در آمدند ، كسانى كه تا اين زمان با پيامبر ( ص ) مىجنگيدند به اسلام تمايل يافتند و با دلهايى پاك شده از كينهها و در حالى كه همه مايههاى پليدى و همه دشمنىها از آن بيرون ريخته شده بود به انديشيدن پرداختند ، آن هم در وضعيّتى كه آنچه مشركان را از مؤمنان دور مىكرد و مىراند دشمنى و انكارهاى مبتنى بر اين دشمنى بود و روشن است كه وقتى عناد و دشمنى رخت بر بندد تفكّر سالم جايگزين آن مىشود و همين نيز راه ورود اسلام به دلهاست . پس از انعقاد آن صلح هر رخدادى كه اتّفاق مىافتاد مردم را به سوى ايمان رهنمون مىشد و هيچ كينه و حسّ انتقامجويى و خشمى ، زلال حقيقت را گلآلود نمىساخت . در اين ميان رخدادهايى كه اين خويشاوندان را كه گروهى كافر و گروهى مسلمان بودند پى در پى به وقوع پيوست و حقايقى آشكار گشت كه كسانى
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 225
مساهمون: حسين صابري
ص٢٢٥