تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 224

مساهمون:

ص٢٢٤
خندق خود بتنهايى مردم را به تفكّر در آن نيروى پنهانى كه محمّد را يارى داده و به پيروزى رسانده است دعوت مىكرد ؛ آنگاه كه خداوند بادى سوزان و تند بر آنان فرستاد كه خيمه‌هايشان را از جا بركند و ديگهايشان را وارونه ساخت و علاوه بر اين دلهاى آنان را نيز از جا كند و از صحنهء نبرد گريختند . همين بتنهايى يك ضربهء بيدار كننده بود كه دلها را از عبادت غير خدا باز مىداشت ، چه اين كه صاحبان آن دلها در مىيافتند كه خداوند مناديان توحيد را با آن وسايلى يارى مىدهد كه نه در تصوّر آنان است و نه در توان آنان . در كنار غزوه‌هاى بزرگ سريه‌هايى نيز در گوشه و كنار و در اين سوى و آن سوى سرزمين عرب به قصد دعوت ، كسب اطّلاعات و يا در مواردى كه خيانتى مشاهده شده بود به منظور جنگ و سركوب خائنان صورت مىگرفت . اينها همه ، مردم را به تفكّر در دين جديد و مقايسهء آن با بت پرستى وا مىداشت ، چه جمود و تعصّب نسبت به آنچه پدران مىكرده‌اند و پيروى از آن - هر چند آنان چيزى درك نكرده و راه به جايى نبرده باشند - گوش را از شنيدن حق كر و دل را از درك آن ناتوان مىسازد و در چنين شرايطى تنها نهيب جنگ است كه مىتواند گوشهاى كسانى را كه سنگين است و ديدگان كسانى را كه بر آن پرده افكنده شده است باز كند و آنگاه كه گوش و چشم و حواس انسان باز شود به راه راست و راهى كه هيچ كژى و گمراهى در آن نيست روى مىآورد . حقيقت آن است كه در وهلهء اوّل تنها مستضعفان به نداى دعوت اسلام پاسخ گفتند و همين گروه نيز بعدها پشتوانه و مايهء قدرت اسلام بودند كه كفر را در مخفيگاه خود نگران مىساخت و كافران را به آنجا كه خاستگاه هدايت است رهنمون مىگشت . ما نمىگوييم جنگ كسى را ناگزير به ايمان كرد ، بلكه مىگوييم قدرت حق كسانى را كه سر جنگ نداشتند به محراب ايمان آورد و داوطلبانه و بر اساس انتخاب خود به دامن اسلام آمدند ، چه جنگ عادلانه باعث مىشود مردمان با