عجلان آن را برداشت ، امّا چون خود را در اين حد نمىديد رو به سپاهيان كرد و گفت : « اى مسلمانان ، مردى از خود را انتخاب كنيد » . آنان گفتند : « تو را بر مىگزينيم » . گفت : « من مرد چنين كارى نيستم » . پس از آن مسلمانان خالد بن - وليد را بر گزيدند و او پرچم را بر دوش گرفت و در حالى كه شمشير برّان او سرهاى كافران را درو مىكرد به نبرد ادامه داد .
او كه فرماندهى آگاه و باهوش بود دريافت كه هر چند على رغم كشته شدن فرماندهان سپاه اسلام هنوز اين سپاه در حالت تهاجم است ، امّا مطمئنا روميان و يهوديان و مسيحيان عرب قصد دارند مسلمانان را به وسيلهء افراد فراوان خود از طريق طولانى كردن درگيرى در تنگنا قرار دهند ، چه اين كه يك سپاه محدود ، هر چند از روحيه و بردبارى و استوارى بالايى نيز برخوردار باشد ، نمىتواند نبردى طولانى را تحمّل كند .
بدين ترتيب خالد از صحنه نبرد دور شد تا مقدمات يك عقب نشينى منظّم را فراهم كند . در اين هنگام گروهى از سپاهيان رم از اعراب مشرك جدا شدند و خود را عقب كشيدند و برخى از اعراب نيز به سپاه خالد پيوستند و هنگام عقب نشينى با او همراه شدند . ابن اسحاق در اين باره مىگويد :
« يكى از زنان كاهن هنگامى كه شنيد سپاه رسول خدا ( ص ) بدان سوى مىآيد چنين پيشگويى كرد و به قوم خود گفت : « شما را هشدار مىدهم به مردمى هشيار و تيزبين كه اندك مىنگرند ، اسبانى را پشت سر هم در پى خويش مىكشند و خونى فراوان مىريزند » .
اين خاندان نيز گفتههاى آن كاهن را پذيرفته و از لخميان جدا شدند .
يكى از گروههايى كه براى شركت در اين جنگ حاضر شده بودند بنى ثعلبه بودند كه چون خالد با سپاه خود از صحنهء كارزار عقب نشينى كرد ، آنان نيز به همراه او عقب نشينى كرده و به سرزمين خود رفتند .
بنابراين مشاهده مىكنيم كه سپاه روم هر چند يك سپاه انبوه بود امّا از وحدت
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 212
مساهمون: حسين صابري
ص٢١٢