تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
خويش اسلام آورده ، هر چند پس از آن ايمان در دل آنان جا گرفته است . اين وضعيت عمرو بن عاص است كه مىگفت : « اگر همهء قريش اسلام بياورند من مسلمان نخواهم شد » . او همان كسى است كه همراه با برخى از افراد قوم خود براى تحريك نجاشى عليه مسلمانان به حبشه مىرود و در آنجا نيز مىكوشد تا فرستادهء رسول خدا ( ص ) را به آن ديار بكشد ، امّا نجاشى بر صورت او سيلى مىزند آن سان كه بينى او خونى مىشود . شايد همين ضربه او را به خود آورد و متوجّه حق ساخت و شايد هم خشم نجاشى او را بيدار كرد و يا عمرو عاص خواست او را از خود خشنود سازد و لذا به حقيقت اعتراف كرد . در همه اظهارات عمرو بن عاص هيچ نشانه‌اى حاكى از اين كه او ، همانند خالد رسول خدا ( ص ) را در پناه خداوند مىديده وجود ندارد ، چه او هيچ رخدادى كه وى را به چنين حقيقتى رهنمون شود مشاهده نكرده است . بنابراين ما بر اين عقيده‌ايم و اين نظر را بر مىگزينيم كه اسلام آوردن عمرو عاص براى مصالح شخصى و دنيوى بود ، هر چند شايد بعد از آن اسلام و ايمان به دل او راه يافته و مؤمن شده باشد . ماجرايى كه عمرو بن عاص خود از آن سخن گفته حاكى از آن است كه او مرد حضور در ميدان نبرد نبود و خود را به مخاطره نمىافكند ، زيرا او در بدر و احد و خندق در كنار مشركان در سپاه حضور داشت ، امّا از همه آنها جان سالم به در برد . وى ظاهرا در اين نبردها يا نقش يك تماشاچى را داشت يا آن گونه كه در نبرد صفّين ميان امام هدايت على بن ابى طالب ( ع ) و معاويّه و در نبرد ياغيان طغيانگر به تدبير جنگ پرداخته بود ، در اين نبردها نيز چنين نقشى بر دوش مىگرفت . در آينده اخبار و رخدادهايى كه وضعيّت و مواضع او و خالد بن وليد را به تصوير مىكشد خواهد آمد .