روايت شده است كه ابو حدرد از خاندان خود زنى گرفته و دويست درهم مهر او كرده بود . او به حضور رسول خدا ( ص ) رفت و براى تأمين مهريّهء همسر خويش و از آن حضرت كمك خواست و ايشان از وى پرسيد : « چقدر مهر او كردهاى ؟ » او گفت : « دويست درهم » . پس رسول خدا ( ص ) فرمود : « سبحان اللّه ! به خدا سوگند اگر ثروت يك دشت را نيز مىخواستيد گرد آوريد چيزى افزون بر اين مقدار در اختيار نداشتيد . به خداوند سوگند من چيزى ندارم كه به تو كمك كنم » .
به همين سبب نيز رسول اكرم ( ص ) او را در رأس اين سريّه فرستاد تا شايد به غنايمى دست يابد كه از آن مهر زن خود را تأمين كند .
ب : از جريان اين سريّه استفاده مىشود كه نبايد كسى را كه تن به صلح داده است به قتل رساند ، زيرا اسلام موضع تدافعى دارد نه موضع تهاجمى و به همين سبب نبايد كسى را كه قصد مسالمت دارد كشت ، آن سان كه قرآن كريم مىفرمايد :
« اى كسانى كه ايمان آوردهايد هنگامى كه به قصد جهاد در راه خدا سفر مىكنيد تحقيق كنيد و هر كس را كه با شما از در صلح در آيد نگوييد كه تو مسلمان نيستى ، در حالى كه در پى بهره اندك دنياييد . پس نزد خداوند بهرههاى فراوان است . شما از اين پيش نيز چنين بوديد ، امّا خداوند بر شما منّت نهاد و در شما تغيير ايجاد كرد .
پس تحقيق كنيد كه خداوند بدانچه انجام مىدهيد آگاه است » « 1 » .
اين آيه در پى قتل عامر به دست مجشم نازل شد و رسول خدا ( ص ) نيز در اين باره اظهار تأسّف كرد و فرمود : « پروردگارا مجشم را ميامرز » . اين نفرين پيامبر ( ص ) بدان سبب بود كه مجشم انسان بىگناهى را كشته بود و خداوند گناه كسى را كه به حقوق ديگران ستم و تجاوز كند نمىآمرزد مگر آن كه افراد يا فرد مورد ستم و تجاوز از حقوق خود درگذرند .
مدّتى پس از قتل عامر - كه ظاهرا چنانچه از سياق رخدادهاى تاريخى
هامش
( 1 ) نساء / 94 .