ج : پيامبر ( ص ) بدان سبب از خوردن آنها منع كرد كه سپاهيان قبل از تقسيم آنها ، آنها را مورد استفاده قرار داده بودند .
ممكن است در ردّ اين توجيه گفته شود چنين توجيهى با متن روايت كه مىگويد : « آن « رجس يا آلوده است » منافات دارد ، امّا در پاسخ آن گفته مىشود :
آن الاغها بدان جهت بدين وصف خوانده شدند كه هنوز تقسيم نشده بودند و از اين جهت « ناپاك بودن و آلوده بودن » بر آنها صدق مىكرد . بنابراين معنى رجس در اين تفسير آن خواهد بود كه گوشت اين الاغها يك مال حلال نبود و خبيث و آلوده به شمار مىرفت .
به هر حال ابن كثير در اين باره مىگويد :
« تحريم آن مذهب اكثريّت فقهاى گذشته و حال و نيز مذهب امامان فقه اربعه است » . « 3 »
شايد يكى از عجيبترين نظريهها در اين مورد نظريّهء مالك بن انس باشد كه از يك سو گوشت الاغ را تحريم مىكند و از سوى ديگر خوردن گوشت سگ را حلال مىداند . دليل و مستند اين فتواى مالك نيز آن است كه قرآن كريم خوردن صيد سگ شكارى را حلال دانسته مىفرمايد : « از تو مىپرسند چه چيز براى آنان حلال شده است ؟ بگوى پاكيزهها برايتان حلال شده است و نيز آنچه از شكار بر اساس آنچه خداوند به شما آموخته به سگان شكارى آموختهايد . پس از شكارهايى كه آن سگان به دست مىآورند بخوريد و بر آن نام خدا را ببريد و از خداوند پروا كنيد كه خداوند سريع الحساب است » . « 4 » وى با توجّه به اين آيه مىگويد چگونه مىتوان پذيرفت كه گوشت سگ شكارى حرام باشد و آنگاه شكار او حلال شمرده شود ؟
با توجّه به اين تأويلات مختلف برخى از علما اين عقيده را برگزيدهاند كه
هامش
( 3 ) همان - م .
( 4 ) مائده / 4 . - م .