ابن كثير در اين باره مىگويد :
« در خبر صحيح آمده است كه منادى رسول خدا ( ص ) بانگ برآورد كه خدا و رسول او شما را از خوردن گوشت الاغ نهى مىكنند كه آن « رجس » [ آلوده ] است . پس ديگهايى را كه اين گوشتها در آن است و مىجوشد وارونه كنيد » . « 2 »
رواياتى كه در تحريم گوشت الاغ رسيده صحيح و از جهات گوناگونى مؤيد همديگر است . اما با اين وجود ، در اينجا ممكن است كسى به طرح اين سؤال بپردازد كه چرا با آن كه اين حيوان گوشتخوار و درنده نيست و بلكه حيوانى علفخوار و به هيچ وجه نمىتوان آن را از درندگان حرام گوشت شمرد ، خوردن گوشت آن تحريم شده است .
در پاسخ اين سؤال از سوى برخى از تابعين و نيز برخى از محقّقان و صاحبنظران پاسخهايى از اين قبيل عرضه شده است :
الف : اين تحريم بدان علّت صورت گرفته است كه اين حيوان به عنوان يك حيوان باركش مورد استفاده قرار مىگرفت و مردم از استفاده از آن بدين منظور در جريان خيبر ناگزير بودند . به همين سبب نيز ابن عبّاس گفته است گوشت آن ذاتا حرام نيست و در جريان خيبر به همين دليل از خوردن آن نهى شد .
امّا اين توجيه از دو جهت ضعيف به نظر مىرسد :
يك : با آن كه اسب براى جهاد بيشتر مورد استفاده قرار مىگرفت و نياز بيشترى به آن وجود داشت مع ذلك خوردن گوشت آن مباح شمرده شده است .
دو : صريح حديثى كه ابن اسحاق آن را آورده اين است كه الاغ « رجس » يعنى ناپاك است و بنابراين بايد در مورد آن تحريمى ذاتى وجود داشته و علّتى در اين حيوان باشد كه مانع استفاده از گوشت آن مىشود .
ب : تنها الاغهايى كه در خيبر بودند بدان سبب كه نجاست خورده و « جلّال » بودند مورد تحريم قرار گرفتهاند .
هامش
( 2 ) البداية و النهاية ، ج 4 ، ص 192 .