تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
دليل رسول اكرم ( ص ) آن گوشت را از دست بر زمين نهاد و آنچه را در دهان داشت بيرون آورد . در اين ميان مردى از صحابه به نام بشير بن براء بن معرور كه شايد به علّت مشخّص نبودن سم در قسمتى كه او برداشت بود متوجّه وجود آن نشد قدرى از آن گوشت را خورد و ساعاتى بعد در اثر آن جان خود را از دست داد . رسول خدا ( ص ) هنگام بيرون افكندن آن گوشت از دهان خود فرمود : « اين استخوان به من مىگويد كه آن مسموم است » . پس آن زن را احضار كرد و در اين باره از او توضيح خواست او نيز به كار زشت خود اعتراف كرده ، دشمنى خود را مورد تصريح قرار داد و گفت : « تو چيزى بر سر قوم ما آورده‌اى كه بر خودت پوشيده نيست . . . من نيز با خود گفته‌ام كه اگر آن مرد پيامبر باشد از اين ماجرا آگاه خواهد شد و اگر نيز پادشاه باشد از او آسوده خواهم گرديد » . پيامبر ( ص ) پس از اين گفتگو آن زن را مورد عفو قرار داد . ظاهرا چنين بر مىآيد كه بشير در اثر سم آن زن كشته نشده بود و گر نه پيامبر ( ص ) بدان علت كه آن زن عمدا و از طريق حيله و خيانت كسى را به قتل رسانده است او را مورد عفو قرار نمىداد . برخورد رسول خدا ( ص ) همه گذشت و بزرگوارى بود و اين گذشت و بزرگوارى است كه هميشه ديگران را جذب مىكند و دورشان نمىسازد . عالمان مىگويند همين كه رسول خدا ( ص ) دندان بر آن گوشت زد و آن را فرو نداد آثارى در جسم آن حضرت بر جاى گذاشت و هنگامى كه در آخرين بيمارى بدن آن بزرگوار ضعيف و ناتوان شد چنين احساس كرد كه آن سم در جسم او مىدود . روايت شده است كه رسول خدا ( ص ) در آخرين بيمارى هنگامى كه ام بشر دختر براء بن براء بن معرور براى عيادت به حضور ايشان رسيد آن حضرت به وى فرمود : « اى مادر بشر اكنون زمان انقطاعى ابدى فرا رسيده كه ناشى از آن غذايى است كه در خيبر به همراه برادرت خوردم » . بر اساس همين روايت ، عالمان رسول خدا ( ص ) را شهيد مىدانند .