فرمودى خورديم از آن عطاها نشانى آوردهام كه دانه باشد و از اين جنس باز مىخواهم . و در ممثّل له هيچ نداريم ، دانه هم نيست . دعا هم به توفيق تُست .
( ( 1189 ) ) گر ندارى دانه ايزد ز ان دعا * بخشدت نخلى ز تخم ما سعى
ن 880 6 - ك 298 28 ز تخم ما سعى : يا ز نعم ما سعى . اشارت است به كريمهء * ( « لَيْسَ لِلإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى » 53 : 39 ( 1 ) .
( ( 1190 ) ) همچو مريم درد بودش دانه نى * سبز كرد آن نخل را صاحب فنى
ن 880 7 - ك 298 28 سبز كرد : اشارتست به كريمهء * ( « وَهُزِّي إِلَيْكِ بِجِذْعِ اَلنَّخْلَةِ تُساقِطْ عَلَيْكِ رُطَباً جَنِيًّا » 19 : 25 ( 2 ) . يعنى حركت بده اى مريم بسوى خود شاخ درخت خرما را تا ساقط كند بر تو رطب تازه را .
( ( 1193 ) ) گشت درياها مسخّرشان و كوه * چار عنصر نيز بندهء آن گروه
ن 880 10 - ك 298 30
گشت درياها : اشارت است به شكافتن دريا براى موسى عليه السلام و خون شدن در حق قبطى و آب شدن در حق سبطى .
چار عنصر : چنان كه چار عنصر جزئى مادهء بعيده و چار خلط مادهء قريبهء بدن روح جزئىاند و بدن و مادّه و قواى آن همه مسخّر روحند و محلّ صنع اويند باذن الله تعالى و هر يك از واديى هستند - روح از عالم امر ، و بدن از عالم خلق ، و مع هذا بدن و قواى آن چون گويى هستند در چوگان قدرت روح . همچنين كليهء عناصر عالم مثل بدن هستند از براى ارواح كليهء نبويه و ولويه و مسخرند و هر تصرف كه بخواهند مىكنند به تأثير نفس قدسيهء خود كه قدرت الله است از قلب عناصر و تسخين بارد و تبريد حار و تجميد رطب و ترطيب جامد و تصحيح مرضى و تمريض اصحا و احياء موتى و مانند اينها به اسباب روحانيه و امور الهيه ، چه لازم نيست كه هر مسخن متسخن و هر مبرد متبرّد باشد و نحو ذلك . نمىبينى كه به تصورى حرارت و حمرت و غليان دم و ضربان شريان ، و به تصورى برودت و صفرت و غور دم و روح بخارى و فساد در بُنيه حاصل مىشود الى غير ذلك ؟
( ( 1195 ) ) آن كرامتهاى پنهانشان كه آن * درنيايد در حواس و در بيان
ن 880 12 - ك 298 31
آن كرامتهاى پنهانشان : مثل معرفت عيانى و حقى ايشان و احياء موتاى جهل و تصحيح
هامش
( 1 ) قرآن كريم ، سورهء نجم ، آيهء 39 . .
( 2 ) قرآن كريم ، سورهء مريم ، آيهء 25 . .