تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى — صفحة 38

مساهمون:

ص٣٨
( ( 465 ) ) آن ز خدمت ناز مخدومى بيافت * وين ز مخدومى ز راه عز بتافت
ن 843 10 - ك 286 23 آن ز خدمت : نزد اهل حق ، و از نياز پيش بىنيازان ، ناز نازنينان يافت . و در اين بيت و بعدش صنعت مقابله است .
( ( 469 ) ) مكر كن در راه نيكو خدمتى * تا نبوت يا بى اندر امّتى
ن 843 14 - ك 286 25 مكر كن : از صنعت مشاكله است . و مراد ، فكر كن .
( ( 470 ) ) مكر كن تا وارهى از مكر خود * مكر كن تا فرد گردى از جسد

ن 843 15 - ك 286 26 مكر كن تا وارهى از مكر خود : اوّل ، مكر ممدوح ، و دوم ، مكر مذموم . و هر دو واقع است در آيهء * ( « وَمَكَرُوا وَمَكَرَ الله وَالله خَيْرُ اَلْماكِرِينَ » 3 : 54 ( 1 ) .

( ( 472 ) ) روبهىّ و خدمت اى گرگ كهن * هيچ بر قصد خداوندى مكن
ن 843 17 - ك 286 27 اى گرگ كهن : شبيه بودن به گرگ ، در غضب است . يعنى ترك گرگى كن و روبه باش - يعنى سليم - ليكن نه به قصد سرورى .
( ( 475 ) ) زارى مضطرّ تشنه معنويست * زارى سرد دروغ آنِ غويست
ن 843 20 - ك 286 29 زارى مضطرّ : بيان كيفيت زارى سابق است . آن غويست : به كسر نون . يعنى زاريى كه با درد و سوز نباشد ، ز انِ گمراه است .
( ( 477 ) ) آن سگى مىمرد و گريان آن عرب * اشك مىباريد و مىگفت اى كرب
ن 844 4 - ك 286 32 كرب : به فتح را ، گيجى و گُولى . يعنى گفته‌ها داشت از روى گيجى و بىعقلى .
( ( 488 ) ) اشك خونست و به غم آبى شده * مىنيرزد خاك خون بىهده
ن 844 15 - ك 286 39 به غم آبى شده : زيرا كه از حرارت و سوزش غم كه به دل رسد ، تبخيرى از خونهاى نواحى دل بشود و به جانب فوق صعود كند ، و چون سرد شود به مجاورت اعضاى بارده - از دماغ و
هامش
( 1 ) - قرآن كريم ، سورهء آل عمران ، آيهء 54 . .
شرح مثنوى — صفحة 38 | مصطفى بروجردى / ملا هادي السبزواري