( ( 422 ) ) ديدمش سوى چپ او آذرى * سوى دست راست جوى كوثرى
ن 841 9 - ك 285 28
آذر : آتش .
( ( 428 ) ) هر كه سوى راست شد و آب زلال * سر ز آتش بر زد از سوى شمال
ن 841 15 - ك 286 1
شمال : به كسر اوّل ، [ دست چپ ] .
( ( 429 ) ) و آنكه شد سوى شمال آتشين * سر برون مىكرد از سوى يمين
ن 841 16 - ك 286 1
يمين : دست راست .
( ( 430 ) ) كم كسى بر سرّ اين مضمر زدى * لاجرم كم كس در آن آتش شدى
ن 841 17 - ك 286 2
مضمر : پنهان .
( ( 433 ) ) جوق جوق وصف صف از حرص و شتاب * محترز ز آتش گريزان سوى آب
ن 841 20 - ك 286 3
محترز : دورى كننده .
( ( 439 ) ) جان پروانه همىدارد ندى * كاى دريغا صد هزارم پر بدى
ن 842 3 - ك 286 6
ندى : امالهء ندا .
( ( 449 ) ) لاجرم از سحر يزدان قرن قرن * اندر افتادند چون زن زير پهن
ن 842 13 - ك 286 11
چون زن زير پهن : به سكون « راىِ زير » . يعنى مقهور سحرند چون انثى كه پهن در زير فحل افتاده باشد به مذلَّت .
( ( 451 ) ) هين بخوان قرآن ببين سحر حلال * سر نگونى مكرهاى كالجبال
ن 842 15 - ك 286 13 كالجبال : اشارت است به كريمهء * ( « وَقَدْ مَكَرُوا مَكْرَهُمْ وَعِنْدَ الله مَكْرُهُمْ وَإِنْ كانَ مَكْرُهُمْ لِتَزُولَ مِنْه اَلْجِبالُ . » 14 : 46 ( 1 ) يعنى به درستى كه به فعل آوردند مكرشان را و در نزد خدا مغلوب است مكرشان ، و هر چند مكرشان از براى زايل ساختن كوهها باشد و آن مكرها در بزرگى چون
هامش
( 1 ) قرآن كريم ، سورهء ابراهيم ، آيهء 46 . .