نبى السّيف : قول پيغمبر است « أنَا نَبِىُّ السَّيفِ » ( 1 ) .
( ( 496 ) ) چون نباشد قوّتى پرهيز به * در فرار از لا يطاق آسان بجه
ن 1067 9 - ك 359 37 لا يطاق : اشارت است به حديث « اَلفَرارُ مِمَّا لا يُطاقُ مِن سُنَنِ المُرسَلينَ » ( 2 ) . يعنى گريختن از آن چه طاقت تحملاش نيست ، از طريقهء پيغمبران است .
( ( 501 ) ) آن كه سنت ره جماعت ترك كرد * در چنين مسبع نه خون خويش خورد
ن 1067 14 - ك 360 1
مسبع : محل سُبُع و درنده .
( ( 502 ) ) هست سنت ره جماعت چون رفيق * بىره و بىيار افتى در مضيق
ن 1067 15 - ك 360 2
مضيق : تنگنا .
( ( 504 ) ) مىرود با تو كه يابد عقبه اى * كه تواند كردت آن جا نهبه اى
ن 1067 17 - ك 360 4
نهبه : به نون در اوّل ، غارت .
( ( 505 ) ) يا بود اشتر دلى چون ديد ترس * گويد از بهتر رجوع از راه حرس
ن 1067 18 - ك 360 5
از راه حرس : حراست و نگهبانى و « از راه درس » حُسن ندارد - كه در بعض نسخ است . و عوض « بهتر » ، « بهر » خوب نيست .
( ( 507 ) ) راه جان بازى است و در هر عيشه اى * آفتى در دفع هر جان شيشه اى
ن 1067 20 - ك 360 7
عيشه : زندگى ، يعنى در هر دم و نفسى .
( ( 508 ) ) راه دين ز ان رو پُر از شور و شر است * كه نه راه هر مخنّث گوهرست
ن 1067 21 - ك 360 8
مخنّث گوهر : خنثى باشد جوهر ذاتش ، مثل آن كه نه زن دنياست ، و نه مرد آخرت .
هامش
( 1 ) اكمال الدين صدوق ، ص 116 . و با اندك تفاوت ، جامع صغير ، ج 1 ، ص 125 . .
( 2 ) عوالى اللئالى ، ج 1 ، ص 284 . .