حفظ : يعنى گواه قولى وقتى صادق است كه لسان محفوظ باشد از كذب . و گواه فعلى وقتى صادق است كه قلب به عهود خود وافى باشد - چه عهودى كه با خلق مىكند و چه عهودى كه با حق مىكند كه * ( وَإِنْ تُبْدُوا ما فِي أَنْفُسِكُمْ أَوْ تُخْفُوه يُحاسِبْكُمْ بِه الله 2 : 284 ( 1 ) .
ن 832 16 - ك 283 5 بىتناقض : پس چون بگويى * ( إِيَّاكَ نَعْبُدُ 1 : 5 ( 2 ) و هوا را اطاعت كنى ، تناقض گفته [ اى ] . يا بگويى عبادت مىكنم از جهت قربت ، ولى از جهت طمع جنّت و خوف از دوزخ باشد ، يا بگويى علم و معرفتم بده و از اهالى علوم حقيقيه و معارف شامخه دورى كنى ، يا نيّت قربت محضهام روزى ده ، و معرفت طلب نكنى و مانند اينها ، جميعاً تناقض است . و نقّادان و متوسمان مىشناسند كه اينها مزيّف و مغشوش است .
ن 832 17 - ك 283 6 سَعيُكُم شَتّى ( 3 ) يعنى سعى شما در راه خدا پراكنده است و جايى ديگر فرموده * ( « تَحْسَبُهُمْ جَمِيعاً وَقُلُوبُهُمْ شَتَّى » 59 : 14 ( 4 ) يعنى به ظاهر جمعند و به باطن پريشان ، و هِمَمِ متفرّقه دارند .