كارحنا : كه ارحنا . يعنى راحت بده ما را اى بلال . چون سفر جهاد و سفر معنوى نماز براى حضرت پيغمبر - صلى الله عليه و آله و سلم - راحت بود . و بلال بر بلندى مىرفت و به جهت اين دو امر ندا مىكرد مردم را .
( ( 225 ) ) اى بلال خوش نواى خوش صهيل * مئذنه بر رو بزن طبل رحيل
ن 831 4 - ك 282 22
صهيل : از صهل به معنى حدّت صوت است و تخصيص به فرس ندارد .
مئذنه : محل اذان ، از مناره و غير آن .
( ( 226 ) ) جان سفر رفت و بدن اندر قيام * وقت رجعت زين سبب گويد سلام
ن 831 5 - ك 282 22
جان سفر رفت : كه اَلصَّلاةُ مِعراجُ المُؤمِنُ .
گويد سلام : يعنى در آخر نماز كه سلام مىگويى به جهت آن است كه از سفر الى الله رجوع كرده و سلام مىدهى ، مثل قادم از سفر .
( ( 228 ) ) اين مثل چون واسطه ست اندر كلام * واسطه شرطست بهر فهم عام
ن 831 7 - ك 282 23
اين مثل : مثل آب مطهّر كه مثل جان اوليا به معنى اعم بود كه كُلُّ نَبىٍّ وَلىٌّ ، و امثال ديگر .
( ( 229 ) ) اندر آتش كى رود بىواسطه * جز سمندر كو رهيد از رابطه
ن 831 8 - ك 282 23
جز سمندر : و حديدهء محماة مثال صاحب حق اليقين است ، چون خليل كه بعد گويد :
( ( 232 ) ) سيرى از حق است ليك اهل طِبَع * كى رسد بىواسطهء نان در شِبَع ؟
ن 831 11 - ك 282 25
شبع : سيرى .
( ( 233 ) ) لطف از حق است ليكن اهل تن * در نيابد لطف بىپردهء چمن
ن 831 12 - ك 282 25
لطف : لطافت و تفرّج .
( ( 234 ) ) چون نماند واسطه تن بىحجيب * همچو موسى نور مه يابد ز جيب
ن 831 13 - ك 282 26
نور مه : يد بيضاء .