شرح مثنوى — صفحه 99
مسخ : به حسب باطن و برازخ اعمال . و اشارت به اين مسخ در قرآن مجيد قول حق است كه * ( « يا مَعْشَرَ اَلْجِنِّ قَدِ اِسْتَكْثَرْتُمْ مِنَ اَلإِنْسِ » 6 : 128 ( 1 ) ( 1 ) قرآن كريم ، سورهء انعام ، آيهء 128 . . . يعنى اى گروه جنيان به تحقيق كه بسيار شديد شما از انسيان . ( ( 1221 ) ) ديو چون عاجز شود در افتنان * استعانت جويد او از انسيان ن 881 17 - ك 299 8 افتنان : فتنه . از انسيان : اشارت است به كريمهء * ( « وَكَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَياطِينَ اَلإِنْسِ وَاَلْجِنِّ يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلى بَعْضٍ زُخْرُفَ اَلْقَوْلِ غُرُوراً » 6 : 112 ( 2 ) ( 2 ) قرآن كريم ، سورهء انعام ، آيهء 112 . . . يعنى قرار دادهايم به خلقت وجود از براى هر پيغمبر و امّت او دشمنها از شياطين انس و جن كه وسوسه مىكنند بعضى بسوى بعض ، خواطر باطلهء مزخرفه به خدعه و فريب را . ( ( 1227 ) ) گفت خود آن چيست كو حاصل نشد * يا چه دولت ماند كو و اصل نشد ن 882 5 - ك 299 13 كو حاصل نشد : جواب آنست كه سائل گفت : چه حاصل دارد . گويد : حاصلش بىنهايت است و نتوان احصا كرد و آن چه حاصل نشده مگر سؤال شود ، چه آن چه در پرده كامن بود از لاحق سابق و از آخر اوّل و انجام عين آغاز باشد . ( ( 1228 ) ) گيرم اين وحى نبى گنجور نيست * هم كم از وحى دل زنبور نيست ن 882 6 - ك 299 14 گنجور : به گاف فارسى ، خزانه دار . ( ( 1229 ) ) چون كه اَوحَى الرَّبُّ اِلَى النَّحل آمده ست * خانهء وحيش پر از حلوا شده ست ن 882 7 - ك 299 14 الى النحل : زنبور عسل . اشارت است به كريمهء * ( « وَأَوْحى رَبُّكَ إِلَى اَلنَّحْلِ » 16 : 68 ( 3 ) ( 3 ) قرآن كريم ، سورهء نحل ، آيهء 68 . . . ( ( 1230 ) ) او به نور وحى حق عزّ و جل * كرد عالم را پر از شمع و عسل ن 882 8 - ك 299 15 پر از شمع : پر از نور مرادست . چه موم فانى در نور نار شد .