تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى — صفحة 389

مساهمون:

ص٣٨٩
( ( 3043 ) ) يا مسيحى كه به تعليم ودود * در ولادت ناطق آمد در وجود

ن 776 13 - ك 264 30 در ولادت ناطق آمد در وجود : كما قال تعالى * ( فَأَشارَتْ إِلَيْه قالُوا كَيْفَ نُكَلِّمُ مَنْ كانَ فِي اَلْمَهْدِ صَبِيًّا قالَ إِنِّي عَبْدُ الله آتانِيَ اَلْكِتابَ وَجَعَلَنِي نَبِيًّا . 19 : 29 - 30 ( 1 ) الآيات . يعنى بعد از آن كه بد گمان شدند در حق مريم - عليها السلام - اشاره كرد به سوى آن طفل كه عيسى - عليه السلام - باشد كه او شهادت بدهد بر پاكى مادر . و ايشان گفتند كه چگونه تكلَّم كنيم با كسى كه طفل در مهد است . پس عيسى - عليه السلام - به سخن آمد و گفت : من بندهء خدايم و صاحب كتابم از نزد خدا و قرار داده مرا پيغمبر بر شما ، و چنين و چنان .

( ( 3047 ) ) آن كه هستت مىنمايد هست پوست * و آن كه فانى مىنمايد اصل اوست
ن 776 17 - ك 264 32 آن كه هستت : گذشت كه :
آن نيست كه هست مىنمايد بگذار و آن هست كه نيست مىنمايد بطلب
( ( 3048 ) ) دوغ روغن ناگرفته است و كهن * تا نه بگزينى بنه خرجش مكن
ن 776 18 - ك 264 32 تا نه بگزينى : تا روغنش را نگيرى .
( ( 3051 ) ) هست بازىهاى آن شير علم * مخبرى از بادهاى مكتتم
ن 776 22 - ك 264 36 مكتتم :
( ( 3056 ) ) مشرق اين باد فكرت ديگرست * مغرب اين باد فكرت ز ان سر است
ن 777 5 - ك 265 1 مشرق اين باد فكرت : فكرتى كه در صفات خدا و افعال خدا باشد ، آن به منزلهء صباست ، كه از شرق عالم عقل آيد ، و فكرت حقيقى همين است كه بايد در كليّات باشد و به اتصال به عالم عقول كليّه باشد و به عالم معنى . و فكرتى كه در امور دنيا باشد ، به منزلهء دبور است كه دنيا مغربِ نور است و عالم ظلمات و غواسق است . و اتصال به جزئيات به وهم و خيال ، فكرت حقيقه نيست و عوام آن را فكرت گويند .
( ( 3057 ) ) خور جماد است و بود شرقش فؤاد * جان جان جان بود شرق فؤاد
ن 777 6 - ك 265 2
هامش
( 1 ) قرآن كريم سورهء مريم آيهء 29 . .