و محكم و متقنتر ازين فعل كلَّى كه ابداع انسان كبير باشد ، كه همهء فوايد و عوايد بر آن مترتب است ، و فايدهء اخيرهء مترتّبه بر آن ، معروفيّت ذات فاعل مطلق و جاعل حق است ؟ هو المبدأ و هو المعاد . * ( أَلا إِلَى الله تَصِيرُ اَلأُمُورُ . 42 : 53 ( 1 )
( ( 3008 ) ) ز انكه نيم علم آمد اين سؤال * هر برونى را نباشد اين مجال
ن 774 19 - ك 264 9
نيم علم آمد : كه السؤال نصف العلم .
هر برونى را : بلكه اشكال فهمى دولتى است عظيم و تحصيل ايقان سلطنتى است مقيم و برونى ازين حريم ، رجيم است
( ( 3010 ) ) هم ضلال از علم خيزد هم هدى * همچنانك تلخ و شيرين از ندى
ن 774 21 - ك 264 10
هم ضلال : در قلوب غير قابله . و الَّا كه علوم حقه و معارف راسخه را شأن ذاتى ، هدايت و ارشاد است .
هدى : به ياء و همچنين :
ندى : تَرى و رطوبت .
( ( 3012 ) ) مستفيد اعجمى شد آن كليم * تا عجيمان را كند زين سر عليم
ن 775 1 - ك 264 11
اعجمى : بسته زبان و نادان .
( ( 3015 ) ) پس بفرمودش خدا اى ذو لباب * چون بپرسيدى بيا بشنو جواب
ن 775 4 - ك 264 13
اى ذو لباب : اى صاحب عقل و مغز معنوى .
( ( 3018 ) ) داس بگرفت و مر آن را مىبريد * پس ندا از غيب در گوشش رسيد
ن 775 7 - ك 264 14
داس : افزار دروگرى ، معروف .
( ( 3026 ) ) اين صدفها نيست در يك مرتبه * در يكى درّ است و در ديگر شبه
ن 775 15 - ك 264 18
شبه : سنگ سياه معروف . حاصل آن كه در يك مرتبه نيستند . چه بعضى مظهر لطفند و بعضى مظهر قهر .
هامش
( 1 ) قرآن كريم سورهء شورى آيهء 53 . .