صعود - همه - در وجود مسافر الى الله مدرّج شد و متخلَّق و متحقّق گرديد آن چه در مستقبل طولى عروجى بود ، ديد .
( ( 2908 ) ) پس ز پس مىبيند او تا اصلِ اصل * پيش مىبيند عيان تا روز فصل
ن 769 20 - ك 262 23
روز فصل : يوم الفصل و ميقات الوصل چنان كه در بعض نسخ « روز وصل » است .
( ( 2914 ) ) نيست تخصيص خدا كس را به كار * مانع طوع و مراد و اختيار
ن 770 4 - ك 262 26
تخصيص خدا : عنايت خدا به كار و داشتن و توفيق دادن ، مانع ثلاثه نيست چه ارادهء او و اختيار او از تو بروز كرد . زيرا كه چنان كه وجود در عين اينكه فى الحقيقة از اوست ، مضاف به تو است ، همچنين اراده و اختيار ، در عين اينكه از اوست فى الحقيقة ، بالمجاز مضاف به تو است ، ولى مجاز پيش اهل حقيقت و حقيقت پيش اهل مجاز .
( ( 2915 ) ) ليك چون رنجى دهد بد بخت را * او گريزاند به كفران رخت را
ن 770 5 - ك 262 27
ليك چون رنجى : يعنى رنج هم تخصيص به عنايت است و مقرّب به غايت . ولى بد بخت نمىداند ، و نيك بخت مىداند ، و دليرى و پر دلى مىورزد و بر لطف و قهرش عاشق است .
( ( 2927 ) ) خاطر تو هم ز ما در خير و شر * التفاتش نيست جاهاى دگر
ن 770 19 - ك 262 35
خاطر تو هم ز ما : كما فى الدعاء أعُوذُ بِعَفْوِكَ مِنْ عِقابِكَ وَبِرِضاكَ مِنْ سَخَطِكَ وَأعُوذُ بِكَ مِنْكَ . ( 1 )
( ( 2930 ) ) هست اياك نستعين هم بهر حصر * حصر كرده استعانت را و قصر
ن 771 1 - ك 262 37
قصر : همان حصر است كه اختصاص چيزى است به چيزى . چنان كه در علم معانى باب حصر را « باب قصر » گويند . ولى حصر و قصر صادق در آيه ، آن است كه چون حصر كنى استعانت را در او ، چون مهمى پيش آيد ، نقض عهد نكنى و از غير يارى نخواهى
( ( 2944 ) ) بر تو مىننهيم منّت اى كريم * ليك شرح عزت تُست اى كريم
ن 771 17 - ك 263 8
اى كريم : ايطا مىنمايد . مگر كر - به معنى اصمّ - باشد . و در بعض نسخ « اى نديم » است در ثانى .
هامش
( 1 ) منبع يافت نشد . .