تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى — صفحة 380

مساهمون:

ص٣٨٠
و اگر بعضى از حكماء الهيين تفوّه به قِدَمِ فلك يا عقول كليّه كرده‌اند ، قدم فيض خدا و نور خدا را خواسته‌اند ، كه آنها خدا بيناند ، و پُر است ديدهء قلبشان از نور خدا . و خلق در نظر ايشان ، مقهور و مستور است ، و وجود حقيقى ندارند - چون مقهور بودن انوار كواكب در روز ، پيش سطوع نور شمس . حاصل آن كه قائل به قِدَمِ عالم ، دو طايفه‌اند : يكى آن كه مُنكر خداى حىِّ عليمِ مريدِ مجردِ از ماده و موضوع و ماهيّت است ، و از صور پى به معانى متعلَّقه و مرسَله نبرده ، چه جاى معنى المعانى . و يكى آن كه وجود حق قديم و صفات قديمهء او نگذارد كه عالم داثر حادث را ببيند . چه عالم ، اگر به معنى جميع ما سوى الله است و ما سوى الله ، شيئيت ماهيّات است و ماهيّات اعتباريه‌اند ، و چون ظلمت در آفتاب وجود گُماند ، پس قديم كه مىگويد نور حق را مىگيرد [ مىگويد ؟ ] كه ماهيّات از خود هيچ نور ندارند و مستنيرند به نور حق ، كه نور سماوات و ارض است و نور اينها وجود حقيقى است - كما مرّ . و به وجهى چون احطابى و انگشتهايىاند در گرفته به نارى بىسروبن . و اگر عالم به معنى اجسام طبيعيه باشد ، از اسماء عليا تا ارض سفلى و آن چه در آنها منطبع است ، پس اگر چه همه متغيّر و داثراند ، ولى الهيين وجه الله ثابت در اينها را ناظرند و اصل محفوظ در اينها را مشاهدند ، كه اسماء و صفات حق و معانى برقرار و بر دوام باشد . چون آب سيّال كه آفتاب ثابت بر آن تابيده و تمكين نكند نظر شهود آنان را كه سيلان بينند . يا چون ناظران به هويّت روح و عالمان حضورى به او كه غافل باشند از بدن - چه جاى تغيّرات آن - پس حكم كنند به ثبات او .
( ( 2880 ) ) فايدهء هر ظاهرى خود باطن است * همچو نفع اندر دواها كامن است
ن 768 12 - ك 262 4 كامن : پنهان . [ عنوان ] تفسير آيهء كريمهء * ( وَما خَلَقْنَا اَلسَّمواتِ وَاَلأَرْضَ وَما بَيْنَهُما إِلَّا بِالْحَقِّ ) * . 15 : 85 ن 768 13 - ك 262 8 [ شرح ] : در آيه دو وجه است : يكى آن كه خلق نكرديم آسمانها و زمين را مگر به حق مخلوق به . زيرا كه اين وجود منبسط كه مادهء خلق است ، پيش بعضى از صوفيه در نزد ايشان مسماست به حق مخلوق به ، آخذاً من هذه الآية . پس آيه در آغاز خلقت خواهد بود . دوم آن كه اشارت باشد به انجام و غايت ايجاد و خلقت كه حق است . و كلام مولوى در اين است :
شرح مثنوى — صفحة 380 | مصطفى بروجردى / ملا هادي السبزواري