ن 767 22 - ك 261 34 از سبق : آن چه از مال گرو گذاشته شود از براى هر كه سابق شود . و در حديث است كه لا سَبَقَ إلَّا فى خُفٍّ أوْ حافِرٍ أوْ نَصْلٍ . ( 1 ) و فتح « با » اصح رواية است از سكون ، كه به معنى پيشى گرفتن است . در حدوث : اتفاق محققين است كه لا قَديمَ سِوَى الله . خدا و آن چه از صفات خدا و صُقع خداست قديم است . و آن چه خلق و از ناحيهء خلق است ، حادث است . علم خدا و قدرت و تكلَّم وجود و احسان و فيض و نور خدا و نحو ذلك ، قديم است . كان الله و لم يكن معه شيء . و ممكنات - كلاًّ و طرّا - حادثند و تازه به هم رسيدند و اسم و رسم تازه پديدار شد . * ( إِنْ هِيَ إِلَّا أَسْماءٌ سَمَّيْتُمُوها أَنْتُمْ وَآباؤُكُمْ ما أَنْزَلَ الله بِها مِنْ سُلْطانٍ . 53 : 23 ( 2 )
ن 768 10 - ك 262 3 غير اين ظاهر نمىبينم : و حال آن كه بايد ظاهر گم شود در سطوع نور حق و ببيند كه اوست باقى و * ( كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ . 28 : 88 ( 3 ) و بقايى كه در اشياء مترايى است از باقىِ حقِ حقيقى است كه * ( فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْه الله . 2 : 115 ( 4 ) و به منكر بگو كه اگر غير اين ظاهر نمىبينى ، پس غير از حادث و داثر نيست . كزين جانب بود هر لحظه تبديل