تجوّع : گرسنگى .
خلا : خالى بودن معده .
( ( 76 ) ) بس ضعيفند و لطيف و بس سمين * ليك مادر هست طالب در كمين
ن 387 15 - ك 139 16
سمين : فربه .
( ( 77 ) ) از پى فرزند صد فرسنگ راه * او بگردد در حنين و آه آه
ن 387 16 - ك 139 17
حنين : به حاء مهمله ، ناله .
( ( 79 ) ) اوليا اطفال حقّند اى پسر * غايبى و حاضرى بس با خبر
ن 387 18 - ك 139 18 اوليا اطفال حقّند : در حديث است : « اَلْفُقَراءُ عِيالى » ( 1 ) . و در حديث ديگر : « اَلْخَلْقُ عِيالُ الله اَحَبُّهُمْ اِلَى الله اَنْفَعُهُمْ لِعِيالِه وَاَبْغَضُهُمْ اِلَى الله اَضرُّهُمْ بِعِيالِه » ( 2 ) . يعنى خلق عيال خدايند ، محبوبتر در نزد خدا كسى است كه نفع رساننده تر باشد به عيال خدا ، و مبغوضتر كسى است كه ضرر رساننده تر باشد به ايشان .
( ( 81 ) ) گفت اطفال منند اين اوليا * در غريبى فرد از كار و كيا
ن 387 20 - ك 139 19
در غريبى : حقيقت غربت ، اغتراب و هجرت است از مألوفات و مأنوسات خود بسوى خدا .
( ( 82 ) ) از براى امتحان خوار و يتيم * ليك اندر سرّ منم يار و نديم
ن 387 21 - ك 139 19
يتيم : فرد از خلق و خلوت گزين با حق . و محمّد ( ص ) يتيم بىمثل و بىنظير ، چون درّ يتيم .
( ( 83 ) ) پشت دار جمله عصمتهاى من * گوييا هستند خود اجزاى من
ن 387 22 - ك 139 20
پشت دار : يعنى به پشت كشانندهء تكاليف من ، كه عصمت از خطاء در علم و عمل آرد .
( ( 84 ) ) هان و هان اين دلق پوشان منند * صد هزار اندر هزار و يك تناند
ن 388 1 - ك 139 20
هامش
( 1 ) منبع يافت نشد . .
( 2 ) جامع صغير ، ج 2 ، ص 11 . .