تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
صلّ انك : يعنى نماز حقيقى بجا بيار ، كه اين نماز صورى تو نماز نبود .
( ( 3399 ) ) گفت حق نى بل كه لا انساب شد * زهد و تقوى فضل را محراب شد

ن 168 9 - ك 67 18 لا انساب شد : اشارت است به كريمهء * ( فَإِذا نُفِخَ فِي اَلصُّورِ فَلا أَنْسابَ بَيْنَهُمْ 23 : 101 . ( 1 ) يعنى هر گاه دميده شود در صور و قيامت به پا شود نسب نيست در آن روز در ميانهء ايشان ، زهد و تقوى به كار مىآيد كه در خود كس باشد .

( ( 3405 ) ) ليك با خورشيد و كعبه پيش رو * اين قياس و اين تحرى را مجو
ن 168 15 - ك 67 21 ليك با خورشيد كعبه پيش رو : مراد به خورشيد ، آفتاب حقيقت وجود است . و به كعبه ، انسان كامل . يعنى ايمانى عيانى و اسلام و تسليم شهودى پيشه كن .
( ( 3411 ) ) همچو آن رنجور دلها از تو خست * كر به پندار اصابت گشته مست
ن 168 21 - ك 67 24 خست : به خاء معجمه . اصابت : به صواب بر خوردن .
( ( 3415 ) ) گر چه هاروتيد و ماروت فزون * از همه بر بام نحن الصافون

ن 169 3 - ك 67 24 نَحنُ الصّافونَ وَنَحنُ المُسَبَّحُونَ . ( 2 ) حكايت از ملايكه است در قرآن ، كه ماييم صف - زنندگان براى طاعت حق و تسبيح گويان او .

( ( 3421 ) ) پس همىگفتند كاى اركانيان * بىخبر از پاكى روحانيان
ن 169 9 - ك 67 29 اركانيان : عناصر را اركان هم گويند .
( ( 3422 ) ) ما برين گردون تتقها مىتنيم * بر زمين آييم و شادُروان زنيم
ن ندارد - ك 67 30 تتق : سراپرده . و همچنين : شادُروان .
( ( 3431 ) ) گفت دنيا لعب و لهوست و شما * كودكيد و راست فرمايد خدا
ن 169 21 - ك 68 4 لعب و لهو : بازى .
( ( 3432 ) ) از لعب بيرون نرفتى كودكى * بىزكات روح كى باشى زكى
ن 169 22 - ك 68 5
هامش
( 1 ) قرآن كريم ، سورهء مؤمنون ، آيهء 101 .
( 2 ) اقتباس از قرآن كريم ، سورهء صافات ، آيات 165 و 166 .