نه اندر آب جو : مگر آن كه آن مهى كه در آب جوست هستى نداشته باشد و نمودار به بالا باشد و بالجمله همه هستى او باشد .
( ( 3462 ) ) گفت پيغمبر كه هست از امّتم * كو بود هم گوهر و هم همّتم
ن 171 9 - ك 68 21 هم گوهر : ( 1 ) يعنى به گوهر ذات من متحقق و به اخلاق من متخلَّق و به همّت من كه همين مصروف است در وصول حق مهتمّ باشد كه حسّان گفت :
لَه هِمَمٌ لا مُنتَهى لِكَبارِها
وَ هِمَّتُه الصُّغرى اَجَلُّ مِنَ الدَّهرِ
( ( 3463 ) ) مر مرا ز ان نور بيند جانشان * كه من ايشان را همىبينم از آن
ن 171 10 - ك 68 21
مر مرا ز ان نور بيند : چنان كه در احاديث است كه : اِعرِفُوا الله بِالله وَالرَّسُولَ بِالرِّسالَةِ . ( 2 )
( ( 3464 ) ) بي صحيحين و احاديث و روات * بلكه اندر مشرب آب حيوة
ن 171 11 - ك 68 22
بي صحيحين : صحيح مسلم و صحيح بخارى .
( ( 3465 ) ) سرّ امسينا لكردياً بدان * راز اصبحنا عرابيّا بخوان
ن 171 12 - ك 68 22
امسينا لكردياً : لام مفتوحه زائده است . چنان كه در خبر مبتدا زايده مىشود . همچنين در خبر امسى كه از نواسخ است زايده است .
( ( 3468 ) ) گفت سلطان امتحان خواهم درين * كز شماها كيست در دعوى مهين
ن 171 16 - ك 68 25
در دعوى مهين : فارسى ، بزرگ . و در بعض نسخ : « مبين » ، كه ظاهر كننده است ، چنان كه از اسماء الله است .
( ( 3473 ) ) هر صباحى از خزينه رنگها * چينيان را راتبه بود از عطا
ن 171 21 - ك 68 28
راتبه : وظيفه و سهم .
( ( 3483 ) ) روميان آن صوفيانند اى پدر * بىز تكرار و كتاب و بىهنر
ن 172 9 - ك 68 33
روميان آن صوفيانند : و مثل اين است حكمت اشراقى و مشايى . چه مشايى به وجهى ، حكماء ابحاث محضند ، كه قوهء نظريهء ايشان در مشى فكرى است . چه فكر حركت است از مطالب به مبادى و از مبادى به مطالب . و اشراقى به محض بحث و فكر قناعت نمىكند و به تصفيهء باطن هم مىپردازد و استيهال اشراق از عالم انوار قاهره يافته است .
هامش
( 1 ) منبع يافت نشد . .
( 2 ) اصول كافى ، ص 41 .