تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
گفت : « خداوند گفته‌هاى آن مردم را با تو و آن پاسخهايى كه به تو دادند شنيد و اينك فرشتهء كوهها را به فرمانبرى تو فرستاده است تا او را بدانچه مىخواهى فرمان دهى » . در اين هنگام فرشتهء كوهها مرا مخاطب ساخت ، بر من سلام كرد و گفت : « اى محمّد ( ص ) ، خداوند مرا فرستاده و او خود گفته‌هاى قوم تو به تو را شنيده است . من فرشتهء كوههايم كه پروردگارت مرا به سوى تو فرستاده است تا مرا بدانچه مىخواهى فرمان دهى . اينك اگر بخواهى من دو كوه مكّه را بر روى مردم مىخوابانم » . اما رسول خدا ( ص ) در پاسخ فرشته فرمود : « من اميد آن دارم كه خداوند از نسل اين مردم كسانى به وجود بياورد كه خدا را بپرستند » . « 20 » بدين سان مشاهده مىكنيم كه خداوند دعاى رسول خدا را پاسخ فرمود و اگر آن حضرت در دعاى خويش از ضعف و كاستى توان خود سخن گفته بود خداوند براى او روشن ساخت كه او خود همهء قدرتها را در اختيار وى قرار مىدهد و امكان ندارد در شرايطى كه خدا با اوست او در نزد مردم خوار باشد . او نه وى را در مقابل دشمنان و نه به اميد يارى دوستان رها كرده ، بلكه كار او با خداست و او خود بر همه بندگان قهر و غلبه دارد و هر كه با او باشد هرگز خوار نمىشود .

گوش فرا دادن جنّيان به قرآن خوانى رسول خدا ( ص )

291 - پيامبر ( ص ) بر اين اصرار و اشتياق داشت كه مردم از دعوت حق پيروى كنند ، و به خدا و رسول او ايمان آورند و بت پرستى را واگذارند . او آن گونه بود كه خداوند خطاب به وى مىفرمايد : « شايد تو جان خويش را در اين اندوه ببازى كه چرا آنان مؤمن نيستند » « 21 » . رسول خدا ( ص ) با اين وصف به درگاه خداوند شكايت برد كه خاندان و قبيلهء او از وى فرمان نمىبرند و ديگران نيز چون ايشانند . اما خداوند در پاسخ
هامش
( 20 ) - البداية و النهاية ج 3 ، ص 137 . ( 21 ) - شعراء / 3 .