خويش را جزم مىكرد و ترس از رويارويى با خويش را در قلب مخالفان مىافكند هيچ منافات ندارد . بسا كه در افرادى غير از رسول خدا ( ص ) خدا نيز شاهد همين حقيقتيم كه هيبت آنان مانع اجراى نقشههاى مخالفان دربارهء آنها نمىشده است .
مثلا على ( ع ) كه خود از هيبت والايى برخوردار و بلكه مردى بود كه دشمنانش از او بيمناك بودند و همين هيبت او باعث آن شده بود چون نقشهء قتل او را ريختند دو نفر داوطلب اجراى اين طرح شوم شدند و شمشير خود را به مدت يك ماه به سم آلودند ، از نقشهء دشمنان مصون نماند و هيبت ابهّت او مانع از اقدام دشمن عليه او نشد .
بالاخره بدين ترتيب رسول خدا ( ص ) را مىبينيم كه خداوند با آنچه خود شر اشرار را سد كرد و بدانچه از قدرت روحى و عزم راستين به آن حضرت داد وى را در مقابل قريش در حمايت خويش حفظ كرد .
سفر به طايف
288 - حضرت محمد ( ص ) از مردم مكّه رنجها ديد ، آنها بودند كه مانع از راه خدا مىشدند و در برابر دعوتش مقاومت مىكردند ، پيامبر و اصحاب باوفايش را آزار مىدادند ، اما او با اين همه دعوت الهى را به آنان ابلاغ كرد ، هر چند آنان در مقابل ، او را مورد هجوم خود قرار دادند و با هر شيوهء ممكن در مقابل دعوت الهى او به مقابله و مقاومت پرداختند . البتّه خداوند را در اين امر حكمتى است ، چه ، اهل مكّه نخستين كسانى بودند كه از اين دين فرمان مىبردند گفته مىشد آنها از اين طريق در پى به دست آوردن حكومت و سلطه بر مردم هستند .
از ديگر سوى از آنجا كه دعوت رسول خدا ( ص ) همگانى بود و اختصاص به مردم مكّه نداشت بلكه بايد همهء مردم از آن برخوردار مىشدند ، آن حضرت در راه گسترش حوزهء دعوت عازم طايف شد . طايف شهرى در نزديكى مكّه و همانند مكّه و از قدرت ، توان ، سلطه و ثروت از طريق تجارت و زراعت برخوردار بود و