تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 78

مساهمون:

ص٧٨
از بزرگان قريش درخواست پناهندگى كند تا در پناه آنان وارد شهر شود در پى آن ، مطعم بن عدى رسول خدا ( ص ) را در پناه خود قرار داد و بدين ترتيب اگرچه او حمايت ابو طالب را از دست داده بود ، اما خداوند حمايت خود را از رسول خويش جايگزين آن ساخت .

در پناه خداوند

286 - بخارى به سند خود از ابن عباس روايت كرده است كه گفت : [ يك روز ] در حالى كه پيامبر به نماز مشغول بود ، ابو جهل از كنار وى گذشت و گفت : « اى محمد ، آيا تو را از اين كه نماز بخوانى نهى نكرده‌ام ؟ تو خود مىدانى كه در اين شهر هيچ‌كس بيش از من دوستان و همدمانى ندارد » . رسول خدا ( ص ) او را از خود راند و در اين هنگام اين آيه نازل شد كه : « پس او همدمان و جمع دوستان خود را فرا بخواند و ما نيز فرشتگان عذاب را فرا خواهيم خواند « 15 » » [ عبّاس ادامه مىدهد كه ] به خداوند سوگند اگر او همدمان و دوستان خود را فرا مىخواند آتش عذاب الهى او را فرا مىگرفت . طبرى نيز به سند خويش از ابو هريره روايت كرده است كه [ ابو جهل خطاب به جمع سران مشرك قريش گفت : « آيا دوست داريد كه در مقابل ديدگانتان چهرهء محمد ( ص ) به خاك ماليده شود ؟ » آنان گفتند : « آرى » ، وى گفت : « سوگند به لات و عزى هنگامى كه او را ببينم در اينجا به نماز ايستاده است لگد بر گردن او خواهم گذاشت و چهره‌اش را به خاك خواهم ماليد » . بدين ترتيب هنگامى كه رسول خدا ( ص ) براى اقامهء نماز به مسجد الحرام آمد و به نماز ايستاد ، ابو جهل به سوى آن حضرت رفت تا پا بر روى گردن ايشان بگذارد . امّا هنوز دور نشده بود كه دوستانش ناگهان او را ديدند كه به عقب برمىگردد و دو دست خود را در پيش روى سپر خويش ساخته است . بنابراين به او
هامش
( 15 ) - علق / 18 - 17 .
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 78 | حسين صابري / محمد أبو زهرة