شاهد آن هستيم كه چگونه در آن زمان كه كارها به دشوارى برخورد كرد و بلا و گرفتارى شدت يافت او همدرد آن حضرت بود و چگونه آن زمان كه وى در ميان مردم تنها بود مونس و ياور وى بود و چگونه در آن هنگام كه پيامبر ( ص ) از هراس آنچه مردم خواهند كرد و مىكنند نگران و بيمناك بود او مايهء قرار و آرامش آن حضرت بود و بدينسان رسول خدا ( ص ) حق داشت كه سال وفات او و وفات عموى گرامىاش را كه در آن اين دو دوست ، حامى مدافع و مونس و غمخوار خويش را از دست داد « سال اندوه » بنامد .
بنابر روايات صحيحتر ابو طالب قبل از خديجه بدرود حيات گفت . گفته مىشود اين مدت تنها سه روز بود ، البته در مقابل برخى راويان مىگويند وفات ابو طالب حدود 35 روز قبل از وفات خديجه بوده است . به هر حال آنچه در اين ميان مسلّم و نظر گزيدهتر مىباشد آن است كه ابو طالب قبل از خديجه وفات يافت و وفات اين دو - هر كدام كه مقدم يا مؤخر باشد - غمى جانكاه و شديد را براى رسول خدا ( ص ) بر جاى گذاشته است .
پس از وفات ابو طالب
285 - رسول خدا ( ص ) فرمود : « قريش نتوانست هيچ امر ناپسند و ناروايى بر من وارد آورد مگر آن هنگام كه ابو طالب بدرود حيات گفت » .
پيامبر اكرم ( ص ) دو دوست و دو همراه داشت : يكى حامى و مدافع او و ديگرى همدرد و مونس وى . اما آن هنگام كه وى برخاست ، به دعوت مردم پرداخت و رسالت خداوند را بر مردم ابلاغ كرد ، قريش موضع تهاجم در برابر او در پيش گرفت تا آنجا كه حتى آن حضرت را در خانهاش نيز آزار مىدادند و حتى همسايههاى وى همسايههاى بدى براى او بودند ، كسانى چون ابو جهل ، حكم بن ابى العاصى بن اميّه ، عقبة بن ابى معيط ، عدى بن حمراء و ابن اصداء هزلى كه حتّى برخى از آنان در حالى كه آن حضرت به نماز مشغول بود زهدان گوسفند روى او