كريم بر مسأله وجوب امر به معروف و نهى از منكر تأكيد فراوان كرده تا بدين ترتيب جوّ افكار عمومى سالمى در جامعه به وجود آيد كه افراد را به فضيلتها تشويق كند و از رذيلتها بازدارد .
دو : شهادتى كه در مورد زنا باشد تنها به شرط اجتماع چهار شاهد پذيرفته مىشود و در غير اين صورت چنين اتّهامى دروغ شمرده مىشود و مدّعى حدّ قذف خواهد خورد ، صرفنظر از اين كه از چه موقعيّت اجتماعى برخوردار باشد .
سه : آن كه ستم كند [ و از مؤمنان باشد ] لزوما مورد ستم نبايد قرار گيرد و در شرايطى كه مجازات كار خود را متحمّل شده است نبايد خير و نيكى از او دريغ داشته شود ، آنسان كه ابو بكر به مسطح كه از نزديكان او بود نيكى و كمك مىكرد و چون در ماجراى افك شركت كرد وى اين كمك را از او قطع نمود . پس اين آيات نازل شد كه « و نبايد توانگران شما از اين كوتاهى ورزند كه به خويشاوندان ، بينوايان و مهاجران در راه خدا ببخشند . . . » « 32 » .
آيهء فوق به دو نكتهء دقيق ديگر نيز اشاره دارد :
الف : پرداخت زكات به گناهكار و نافرمان درست است ، هر چند برخى از فقها آن را جايز ندانستهاند . علّت اين جواز نيز آن است كه ممكن است همين كمك آنان را از بسيارى از گناهان باز بدارد و دلهاى اين نافرمانان را به حقيقت نزديك سازد ، چرا كه بىمهرى و طرد موجب پديد آمدن جرايم بيشتر مىشود و بخشش و عطا دلها را نرم مىسازد تا ديگر نگريزد و نيز چنين احساس كند كه زندگى در كنار جامعه و همراه با ديگران راحتى بيشترى را در بردارد .
ب : بخشش و عطا كردن در هنگام دورى دلهاى نافرمانان آنان را نزديك مىآورد و از دور تر شدنشان جلوگيرى مىكند و نيز صدقه دادن و مهرورزى با ديگران آتش گناه و معصيت [ را كه در جامعه برافروخته شده است ] خاموش مىسازد و غفران الهى را در پى مىآورد ، آنسان كه مىفرمايد : « بايد با آنان
هامش
( 32 ) - همان / 22 .