به هر حال سواران مسلمان براى تعقيب مهاجمان آماده شدند و رسول خدا ( ص ) عبد الله بن مكتوم را در مدينه به جانشينى خود گذاشت و با اصحاب خود به تعقيب آنان بيرون رفت . مسلمانان هر چند در جريان اين تعقيب نتوانستند همهء شتران را از دست چپاولگران بيرون آورند اما به نجات تعدادى از شتران توفيق يافتند و تعدادى از مهاجمان را نيز كشتند پس از آن پيامبر ( ص ) به حركت خود ادامه داد تا در كوهى در ذى قرد اردو زد و ديگر مسلمانان نيز به او پيوستند .
رسول خدا ( ص ) يك شبانه روز در آنجا توقّف فرمود و پس از آن به مدينه بازگشت و به هر صد نفرى از مسلمانان يك شتر داد . همچنين در جريان اين تعقيب هنگامى كه سپاهيان مهاجم در حال فرار از سواران مسلمان بودند ، در حالى كه بر شترى از شتران رسول خدا ( ص ) نشسته بود توانست خود را نجات دهد .
اين زن نذر كرده بود كه اگر اين شتر او را از چنگال مهاجمان برهاند و نجات دهد آن را ذبح كند . هنگامى كه رسول خدا ( ص ) از اين انديشه او آگاهى يافت تبسّم كرد و فرمود : « چه مزد بدى براى اين شتر قرار دادهاى ، چرا كه خداوند تو را بر آن شتر نجات داد و آن وقت تو او را مىكشى ! هيچ نذرى در معصيت خداوند و در آنچه ملك تو نيست محقّق نمىشود . اين شتر از شتران من بوده است . در سايهء بركت خداوند به سوى كسان خود برگرد .
حديث فوق را از حسن بصرى به صورت موقوف « 15 » روايت كردهاند .
بدين ترتيب غزوهء بنى لحيان كه به دفع تهاجم و تعرّض گروهى معارضى انجاميد پايان يافت .
هامش
( 15 ) - حديث موقوف حديثى است كه از صحابى معصوم نقل شده باشد بىآن كه وى خود آن را به معصوم اسناد دهد ، خواه سند آن در نزد وى متصّل باشد و خواه منفصل . ر . ك . مدير شانهچى . كاظم ، دراية الحديث . ص 79 . - م .