سال ششم در مدينه ماند و به تعليم امور دينى به مردم و تبليغ دعوت و ارتباط با قبايل عرب به منظور هدايت و راهنمايى آنان و بالاخره به تعليم اركان و شعائر دينى به اصحاب خود كه پس از او پرچم تعاليم دينى را بر دوش گرفتند پرداخت و آنگاه در ماه جمادى الاوّل سال ششم هجرت در تعقيب دست اندركاران ماجراى رجيع خبيب بن عدى و دوستان و ياران او به سوى بنى لحيان حركت كرد .
بيهقى معتقد است كه اين غزوه در سال چهارم بوده ، اما ابن اسحاق آن را در سال ششم مىداند و ما نيز همين عقيدهء ابن اسحاق را برمىگزينيم ، چرا كه به گفتهء شافعى « مردم همه در مورد سيره بر خوان نعمت ابن اسحاق نشستهاند » .
پيامبر ( ص ) كه قصد داشت آن نيرنگبازان را مورد حملهاى غافلگيرانه قرار دهد از مدينه به سمت شام حركت كرد تا به آنان چنين وانمود كند كه قصد آنان را ندارد - كه جنگ خدعه است - او پس از آن كه قدرى راه پيمود به سمت چپ و رو به سوى مكه تغيير مسير داد و سريعا به حركت خود ادامه داد تا قبل از مطّلع شدن بنى لحيان خود را به آنان برساند .
اما از سوى ديگر بنى لحيان كه دريافته بودند اينك قدرت در دست مسلمانان به فرماندهى رسول خدا ( ص ) قرار گرفته است ، احتياط در پيش گرفتند و به كوهها پناه بردند . پيامبر اكرم ( ص ) نيز كه از اين حركت آنان مطّلع شد و دريافت به مقصد خود نرسيده است همراه با دويست سوار از اصحاب خود به سوى غسّان به حركت ادامه داد و دو تن از سواران خود را براى شناسايى آن مناطق پيشاپيش فرستاد .
پيامبر اكرم ( ص ) پس از آن كه در طىّ اين غزوه در ميان قبايل سير كرد و با آن مناطق آشنايى يافت و به دعوت مردم به اسلام و نيز به بيان احكام خداوند براى صحرانشينانى كه با آنان مواجه مىشد پرداخت به مدينه بازگشت . رسول خدا ( ص ) هر چند در اين غزوه به تأديب و مجازات نيرنگبازانى كه با او خيانت و حيله ورزيده بودند توفيق نيافت ، اما با اوضاع مناطق مختلف صحراى عرب و قبايل ساكن در آن سرزمينها آشنا شد و علاوه بر دعوت مردم به دين ، در هر كجا كه مىتوانست به
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 696
مساهمون: حسين صابري
ص٦٩٦