تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 697

مساهمون:

ص٦٩٧
بسيارى از شرآفرينان قبايل عرب قدرت و شوكت اسلام را نشان داد و سايه هيبت آيين جديد را در آن مناطق گسترد و همين امر آنان را وادار مىساخت تا دربارهء اين دين جديد كه حامل حقيقت و عدالت و برخوردار از قدرتى در حمايت آن است بينديشند . بنابراين نمىتوان گفت تنها دستاور رسول خدا ( ص ) در اين غزوه بازگشت بسلامت به مدينه بود ، بلكه او در اين سفر دستاوردى بزرگ داشت و آن نشر و گسترش دعوت ، آشنايى با مردمى كه مخاطب اين دعوتند و بالاخره گسترش حاكميّت الهى در سرزمين عرب بود تا اسلام اين مناطق را در نورديده و راه خود را از آن به مناطق مجاورى چون شام و ديگر سرزمينها بگشايد .

غزوهء ذى قرد

501 - غطفان كه در ماجراى احزاب اميد صلح و به دست آوردن غنايمى به عنوان وجه المصالحه از مسلمانان داشت با عدم اتخاذ تصميمى از سوى رسول خدا ( ص ) در اين مورد و با توجّه به اين كه اقدام آن حضرت اشتياق آنان به مصالحه تنها اقدامى براى جدا كردن آنان از قريش بود ناكام و خشمگين به همراه قريش از مدينه بازگشته بود ، در صدد آن برآمد تا آنچه را نتوانسته است از طريق جنگ به دست بياورد از طريق تعرّضات موردى و از طريق غصب و غارت و چپاول و سپس فرار از صحنه به دست آورد . آنان بدين سان خود را در رديف راهزنان و بلكه دزدان عرب - كه همه خواه پيشتازان و خواه پيروان آنان با هم برابرند - قرار دادند . اين سان بود كه عيينة بن حصن فزارى همراه با سوارانى از غطفان به اطراف مدينه حمله كرد و شترانى از رسول خدا ( ص ) را كه در نخلستانهاى اطراف بودند تصرف كرد و مردى از بنى غفار را كه در آنجا بود به قتل رساند و همسر او را نيز به اسارت گرفت . آنان بدين ترتيب رفتارى همانند راهزنانى كه به غارت و چپاول