تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 662

مساهمون:

ص٦٦٢
جنگ بسيج كرده و همه اعراب را گرد هم آورده بودند تا مدينه را مورد هجوم خود قرار دهند ، امّا در حالى كه از اين لشكركشى بزرگ برمىگشتند كه تنها دستاورد آنان قتل شش مسلمان بود كه در مقابل آن نيز سه تن از مردان جنگى خود و از جمله شير دلاور خويش را كه به دست شير ميداندار اسلام على ( ع ) به قتل رسيده بود از دست داده بودند . تأثير چنين شكستى آن بود كه از اين نااميد شوند كه بتوانند بر محمّد ( ص ) چيرگى يابند ، بويژه آن كه آنان نمىتوانستند حركتى عظيمتر از اين يا حركتى همانند اين حركت براى يك بار ديگر عليه مسلمانان به وجود آورند . به عبارت ديگر اكنون زبان حال مشركان اين شده بود كه « ما را بر محمّد راهى نيست » ، آن سان كه رسول خدا ( ص ) خود نيز فرمود : « از اين پس ديگر قريش عليه شما نخواهد جنگيد و اين شماييد كه در آينده با آنان وارد جنگ خواهيد شد » و خداوند نيز - كه سخن او راست‌ترين سخن است - در قرآن كريم به همين حقيقت اشاره و فرمود : « خداوند خود اين نبرد را براى مؤمنان عهده‌دار شد [ و جنگ را براى آنان كفايت كرد ] » « 21 » . ب : اعرابى كه پس از نبرد احد و پس از رواج اين شايعه از سوى قريش كه آنان بر محمّد ( ص ) پيروز شده و او و پيروانش شكست خورده‌اند چشم طمع به پيروزى بر مسلمانان دوخته بودند ، در اين غزوه از صحنهء رويارويى گريختند و متزلزل شدند و ديگر چشم طمع از پيروزى بر محمّد ( ص ) برداشتند و حتّى تا آنجا ترسيدند كه ديگر از اين بيم داشتند عليه مسلمانان دست به طرح توطئه يا نقشه‌اى بزنند و يا در انديشهء ستم يا خيانت و حيله‌اى عليه او برآيند . همين نوميدى و يأس نيز ممكن بود آنان را به انديشيدن و تأمّل دربارهء آنچه محمّد ( ص ) مردم را به آن فرا مىخواند وادار سازد . به همين سبب نيز كسانى كه پس از اين ماجرا دسته دسته و يا تك تك به حضور پيامبر مىرسيدند تا اسلام بياورند رو به فزونى نهاد و هيأتهايى پى در پى به هدف آشنا شدن با اسلام به مدينه
هامش
( 21 ) - احزاب / 25 .