صلح كنند .
ترس بر دلهاى مشركان سنگينى كرد و بادهاى سرد آنان را به ستوه آورد تا آنجا كه ابو سفيان رو به ديگران كرد و گفت : « از شدّت وزش باد به روزگارى افتادهايم كه شاهديد : هيچ ديگى بر روى ديگدان نمانده ، هيچ آتشى بر افروخته نمىماند و هيچ بنايى استوار نمىايستد . پس كوچ كنيد كه من خود كوچ مىكنم » .
بدين ترتيب مشركان ناكام و سرافكنده بازگشتند و تداركاتى را نيز كه با خود آورده بودند بر جاى گذاشتند ، در حالى كه تنها توانسته بودند پنج نفر از مسلمانان را به شهادت برسانند و يك نفر را نيز مجروح كنند و در مقابل ، مسلمانان سه تن از آنان را كشته بودند . يكى از اين سه تن عمرو بن عبدود بود كه به دست على ( ع ) كشته شد . وى با چندين مرد جنگى برابرى داشت و نه با يك نفر .
خداوند دربارهء نحوه خاتمه و نتايج اين نبرد چنين مىفرمايد : « اى كسانى كه ايمان آوردهايد نعمت خداوند را بر خود به ياد آريد ، آن هنگام كه سپاهيانى براى رويارويى با شما آمدند و ما نيز بادهايى بر آنان مسلّط كرديم و سپاهيانى كه شما آنان را نديديد و خداوند بدانچه مىكنيد آگاه و بيناى آن است » . و خداوند كافران را با همان خشم و عصبانيّت خود و در حالى كه هيچ دستاوردى نيافته بودند برگرداند و خداوند خود براى مؤمنان اين نبرد را عهدهدار شد كه خداوند مقتدر و عزتمند است » « 20 » .
بدين ترتيب نبرد احزاب پايان يافت نبردى كه سرتاسر جزيرة العرب براى آن به حركت درآمده بود و نعرهء پيروزى بر مسلمانان و فرياد مرگ و نابودى آنان را سر مىداد و مدّعى آن بود كه اين نبرد ريشهء اسلام را بر خواهد كند . امّا با اين همه سپاهيان مهاجم به خسارتى بزرگ گرفتار شدند و هم در ميدان نبرد شكست خوردند و هم دلهايشان پس از آن كه آيات پروردگار را ديدند مضطرب و پريشان شد .
در كتاب المغازى واقدى آمده است كه چون قريش به ستوه آمد ، ابو سفيان
هامش
( 20 ) - احزاب / 26 - 9 .