نامهاى براى رسول خدا ( ص ) نوشت و آن را به وسيلهء ابو سلمه حشنى براى آن حضرت فرستاد . متن آن نامه چنين بود :
« به نام پروردگار . به لات ، عزى ، اساف ، نائله و هبل سوگند ياد مىكنم من همراه با جمع سپاهيان خويش به سوى تو آمدم و اكنون نيز قصد آن نداريم تا زمانى كه بنيان شما را ريشه كن نكردهايم براى هميشه شما را ترك گوييم و ديگر به سراغتان نياييم . پس از آن كه به سراغ تو آمديم ديديمت كه رو در رو شدن با ما را خوش ندارى و ميان ما و خود سد و خندق برپا كردهاى و اى كاش مىدانستم چه كسى چنين چيزى را به تو آموخته است . اكنون اگر از محاصرهء تو دست بر مىداريم و بر مىگرديم اين در حالى است كه روزى همچون روز نبرد احد را با شما داريم كه زنان بر شما چيره شدند » .
رسول خدا ( ص ) نيز در پاسخ او چنين مرقوم فرمود :
« از محمّد رسول خدا به ابو سفيان .
امّا بعد ، نامهء تو كه بر خدا مغرور شدهاى به من رسيد . امّا اين كه گفته بودى همراه با همهء سپاه خود به سوى ما آمدهاى و قصد برگشتن ندارى تا آن كه ما را از ريشه بركنى ، اين چيزى است كه خداوند مانع رسيدنت بدان خواهد شد و چنين مقصدى را نصيب ما خواهد ساخت تا تو ديگر از لات و عزّى سخن نگويى . امّا اين كه گفته بودى چه كسى اين شيوه را به من آموخته است ، اين كار را خداوند بدان سبب كه مىخواهد تو و اصحابت را خشمگين سازد به من الهام كرد و به زودى روزى بر تو خواهد رسيد كه در آن لات و عزّى و اساف و نائله را درهم بشكنم و آن روز اين سخن را به تو يادآور خواهم شد » .
نتايج و دستاوردهاى احزاب
479 - اين غزوه دستاوردهاى چندى از اين قبيل را در پى داشت :
الف : در اين غزوه خداوند كافران را خشمگين و بىآن كه هيچ دستاوردى به چنگ آورده باشند باز گرداند و اين در حالى بود كه آنان همهء توان خود را براى اين