درنگ نكردند و خود را به آن سوى خندق رساندند ، بىآن كه هيچ يك از آنان جرأت رويارو شدن با على ( ع ) كه عمرو را كشته بود به خود راه دهد .
ابن جرير طبرى در تاريخ الامم و الملوك متذكّر است كه نوفل بن عبد الله بن مغيره از مشركانى است كه به درون خندق آمد و مسلمانان وى را هدف سنگ قرار دادند و او نيز فرياد برآورد كه « قتلى شرافتمندانهتر از اين مىخواهم » . پس على ( ع ) به درون خندق رفت و او را به قتل رساند .
در روايت ديگرى آمده است كه زبير بن عوام نوفل را كشت . به هر حال پس از كشته شدن او مشركان خواهان خريد جنازهء او شدند ، امّا رسول خدا ( ص ) آن جنازه را [ برايگان ] در اختيار آنان قرار داد و فرمود : « ما بهاى كشتگان را نمىخوريم » .
تهاجم به خانههاى مسلمانان
476 - پس از آن كه گروهى از مشركان با استفاده از رخنه گاهى كه نقطهاى كم عرض و ديوار كنارهء آن كم ارتفاع بود از خندق عبور كرده و دو تن از آنان يعنى عمرو بن عبدود عامرى و نوفل بن عبد الله مخزومى به قتل رسيده بودند و در شرايطى كه ترس و وحشت به سبب اين قتل بر اردوى مشركان سايه افكنده بود ، همچنان محاصرهء مدينه ادامه داشت و طرفين از دو سوى خندق به تيراندازى به جانب يكديگر مىپرداختند و از هر طرف باران تير مىباريد .
در اثر تيراندازى و پرتاب نيزه يكى از مشركان هدف نيزه قرار گرفت و به قتل رسيد و پنج تن از مسلمانان نيز در همان صحنه و يكى از آنان نيز در خارج اين صحنه به شهادت رسيدند . فردا خير صحابى جليل سعد بن معاذ بود كه پيش از اين به همراه سعد بن عباده به ميان بنى قريظه رفته و خيانت آنان را ديده بود . او كه با زرهى تنگ كه دو آستين آن عاريتى بود به صحنهء نبرد آمده بود هدف تيرى كه در رگ زير بازويش نشست و او را ناتوان ساخت قرار گرفت ، امّا از خداوند خواست نميرد مگر پس از آن كه جزاى حيله و خيانت يهوديان بنى قريظه را با ديدگان خود ببيند . او