زنده ماند تا آن كه در ماجراى غزوهء بنى قريظه داورى دربارهء آنان را بر عهده گرفت و پس از آن روح او به ملكوت اعلى پرواز كرد .
بدين ترتيب على رغم آن كه جنگ ميان رسول خدا ( ص ) و مشركان آغاز شده بود و آنان عليه آن حضرت دست به تحرّكاتى زده بودند ، امّا از اين ناتوان مانده بودند كه با قرار گرفتن سدى چون خندق در جلو راه آنان به رسول خدا و مسلمانان استوار و راستينى چون على و برادران او كه پشت سر پيامبر بودند و برق شمشيرهايشان چشم مشركان را كور مىكرد دسترسى پيدا كنند . به همين سبب آنان چارهاى جز اين نداشتند كه از سمت پايين مدينه و از سمتى كه بنى قريظه خود قصد چنين كارى را داشتند تا بدين وسيله به يارى ديگر همكيشان خود - كه هم به خاطر آنان پيمان خويش با رسول خدا ( ص ) را شكسته بودند - برخيزند و كينهء نهفتهء خويش را تسلى دهند و انتقام برادران يهود خود يعنى انتقام بنى نضير و بنى قينقاع را از مسلمانان بگيرند ، هر چند آنچه بر سر آن يهوديان آمده بوده تنها نتيجهء ستم ، تجاوز ، پيمان شكنى و خيانت آنان با رسول خدا ( ص ) بود .
ابن كثير در البداية و النهاية دربارهء هجومى كه از جانب شرق مدينه عليه مسلمانان صورت گرفت چنين مىگويد :
« موسى بن عقبه مىگويد : پس مشركان يكى از گردانهاى رزمى پر قدرت خود را به سوى خانهء رسول خدا ( ص ) گسيل داشتند و مسلمانان تا پايان روز به رويارويى با آن پرداختند . اين گردان زمانى به صحنه رويارويى با پيامبر ( ص ) آمد كه وقت نماز عصر فرا رسيده بود و به همين سبب پيامبر و صحابه نتوانسته بودند نماز خود را بدان صورت كه مىخواستند به جاى آورند . امّا در پايان روز آن گردان مهاجم بازگشت و در اين زمان بود كه [ مسلمانان نماز عصر و لحظاتى پس از آن نماز مغرب را به جاى آوردند و ] رسول خدا ( ص ) فرمود : « خداوند شكمها و سينهها و نيز قبرهاى آنان را پر از آتش كند كه ما را از نماز [ اوّل وقت ] بازداشتند » « 16 » .
هامش
( 16 ) - البداية و النهاية ، ج 4 ، ص 109 .