دادند ، آن سان كه يهوديان جاسوسانى را عليه زنان و كودكان مسلمان كه در پناهگاههاى خود بودند مىگماشتند تا در صورت يافتن فرصتى بر آنان حمله كنند و بدين وسيله از محمّد و اصحاب او انتقام بگيرند [ و مشركان نيز همچنان به محاصرهء مدينه ادامه مىدادند . به عبارتى ديگر ، هر چند از ميان رفتن اعتماد طرفين به همديگر بىتأثير نبود ، امّا با اين وجود هنوز كينه و دشمنى با پيامبر ( ص ) ميان آنان وحدت و يگانگى برقرار مىكرد ، چرا كه هنوز نه يهوديان بنى قريظه و نه مشركان قريش و غطفان از قصد آزار رسول خدا ( ص ) و قصد تهاجم به خانههاى مسلمانان برنگشته بودند .
جاسوس يهودى
473 - صفيّه دختر عبد المطّلب عمّهء رسول خدا ( ص ) در يكى از پناهگاهها كه به حسان بن ثابت تعلّق داشت و او خود نيز در جنگ شركت نكرده و در جمع كودكان و زنان بود به سر مىبرد و در آن زمان هنوز آيات حجاب و وجوب آن نازل نشده بود . صفيّه مىگويد : « در اين زمان كه بنى قريظه پيمان خود را با رسول خدا ( ص ) شكسته و با او اعلام جنگ كرده بود مردى از يهوديان از كنار پناهگاه ما گذشت و به گشتن در پيرامون آن پرداخت » .
صفيّه از اين كه او در اطراف پناهگاه زنان و كودكان پرسه مىزد و از آنجا كه يهوديان بنى قريظه با مسلمانان قطع روابط و اعلام جنگ كرده بودند دريافت كه اين مرد جاسوس يهوديان عليه مسلمانان است و در جستجوى رخنه گاهى براى هجوم عليه پيامبر ( ص ) مىباشد . وى به همين دليل به حسان شاعر گفت : « در اينجا كسى نيست كه از ما در مقابل اين مرد دفاع كند و رسول خدا ( ص ) و مسلمانان به رويارويى دشمن رفتهاند و نمىتوانند در صورتى كه كسى قصد تعرّضى عليه ما داشته باشد دشمن را واگذاشته و به سراغ ما بيايند . اينك اين يهودى در پيرامون پناهگاه مىگردد و من از اين آسوده خاطر نيستم كه او ديگر يهوديان را به