تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 648

مساهمون:

ص٦٤٨
زنان و فرزندانتان در اينجا قرار دارد و نمىتوانيد از اينجا به جاى ديگرى برويد ، امّا قريش و غطفان كه براى رويارويى با محمّد و اصحاب او آمده‌اند سرزمين آنان جايى ديگر است و زنان و فرزندانشان و اموالشان در جايى ديگر قرار دارد و اگر فرصتى به دست آورند بر محمّد و اصحاب او چيره شوند از آن استفاده مىكنند و اگر نيز چنين فرصتى پيش نيايد به سرزمين خود بر مىگردند و شما را در مقابل اين مرد تنها مىگذارند در شرايطى كه اگر در مقابل او تنها بمانيد توان رويارويى با او را نداريد . پس [ پيشنهاد من اين است كه ] در كنار اين خاندان به جنگ نپردازيد مگر آن كه گروگانهايى از سران و بزرگان آنان در اختيار گيريد تا پشتوانه‌اى براى شما در مقابل آن باشد كه عليه محمّد وارد جنگ شويد » . يهوديان بنى قريظه نيز در پاسخ نعيم گفتند : « پيشنهاد درست و معقولى داده‌اى » . در واقع نيز پيشنهاد نعيم يك هشدار و بيدار باش صادقانه به بنى قريظه بود ، هر چند به هدف سست كردن آنان و ايجاد شكاف ميان آنها و قريش صورت مىگرفت . نعيم در ادامهء كار خود به سراغ ابو سفيان بن حرب فرمانده قريش رفت و گفت : « شما از دوستى من نسبت به خود و از دورى من از محمّد آگاهيد . اكنون خبرى به من رسيده است كه بر خود لازم ديدم به منظور اداى وظيفهء خيرخواهى در مقابل شما آن را به آگاهيتان برسانم . پس نام مرا در اين مسأله مخفى بداريد » گفتند : « چنين خواهيم كرد » . آنگاه او گفت : « بدانيد كه يهوديان از كارى كه دربارهء روابط خود با محمّد انجام داده‌اند پشيمان شده‌اند و براى او پيغام فرستاده‌اند كه « ما از آنچه كرده‌ايم پشيمان شده‌ايم اكنون آيا اين كار تو را خشنود مىسازد كه از دو قبيلهء قريش و غطفان مردانى از سران آنان را در اختيار گيريم و به تو تحويل دهيم و تو آنان را گردن بزنى و پس از آن در كنار تو قرار گيريم و ريشه آنان را بركنيم ؟ » محمّد نيز براى آنان پيغام فرستاده است كه با چنين كارى موافق است . اكنون اگر يهوديان فرستادگانى به سوى شما گسيل داشتند و گروگانهايى از شما خواستند حتّى