گروهى ديگر نداشت چه وقتى كه شب شود همهجا تاريك مىشود .
در اين ميان تنها منافقان اجازه مىخواستند كه در اين كار شركت نكنند ، آنان براى اين اجازه خود ضعف خويش را بهانه مىكردند در حالى كه هيچ ضعفى در بدنهاى آنان وجود نداشت ، بلكه اين ضعف ايمان آنها بود كه ضعيفشان ساخته بود . حتّى برخى از آنان نيز كه در ابتدا به دعوت پيامبر ( ص ) پاسخ دادند در اثناى كار و چون سختى آن را مشاهده كردند در پى راه گريز و بهانهاى مىگشتند ، چرا كه آنان اساسا قصد همكارى با رسول خدا ( ص ) را نداشتند ، هر چند اين كار تلاشى براى حفظ و حراست از مدينه يعنى اقامتگاه و پناهگاه آنان نيز باشد . خداوند دربارهء اين منافقان مىفرمايد : « مؤمنان كسانىاند كه به خدا و رسول او ايمان آوردهاند و چون بناى يك كار همگانى باشد از آن كنار نمىروند مگر آن كه در آنباره اجازه گيرند . كسانى كه از تو [ اى پيامبر ] اجازه مىگيرند تنها همانان كسانى هستند كه [ واقعا ] به خدا و رسول او ايمان دارند . اگر آنان براى برخى كارهاى خود از تو اجازه خواستند به هركس خواستى اجازه ده و براى آنان آمرزش بطلب كه خداوند غفور و رحيم است . خواندن رسول را در ميان خود همانند خواندن [ و صدا زدن ] يكديگر قرار مدهيد . خداوند مىداند و مىشناسد كسانى از شما را كه گريزگاهى مىجويند . پس بايد كسانى كه از فرمان او سر بر مىپيچند از فرمان [ عذاب ] خداوند و نيز از اين بترسند كه فتنهاى آنان را در ميان گيرد يا عذابى دردناك به آنان رسد » « 6 » .
هر چند در ابتداى كار گروهى از منافقان از همكارى امتناع ورزيدند و گروهى نيز به مسلمانان پيوستند ، امّا حتّى همين گروه اخير نيز از گروه نخست ضرربارتر بود ، چرا كه به تضعيف مؤمنان مىپرداخت و نيروى آنان را براى كار سست مىكرد ، زيرا نفوذ گروهى كه در پى گريزگاهى مىگردند در ميان مردمى كه به كارى مشغولند احساس خستگى بيشترى را براى آنان فراهم مىآورد و علاوه بر اين كسانى را نيز كه ارادهشان در مقابل سختى كار و تلاش سست مىشود براى ترك آن
هامش
( 6 ) - نور / 62 و 63 .