چشم مىخورد ترديد دارد ، ولى گذشته از مقدار ارزش اين نامه آنچه مسلم است اين است كه رسول خدا ( ص ) آمادگى خود را براى رويارويى حفظ كرد و صحابهء خود را فرا خواند و دربارهء نحوهء برخورد با اين گروه انبوه با آنان به مشورت پرداخت ، چه مهاجمان آنقدر زياد بودند كه نه مىشد براى رويارويى با آنان به خارج مدينه رفت و نه مىشد اجازه داد تا همهء آنها به شهر وارد شوند ، بويژه آن كه يهوديان نيز در كنار مسلمانان مىزيستند و رخنهگاههاى موجود در مدينه و نقاط ضعف را به دشمن نشان مىدادند و بدين ترتيب هيچ يك از اين دو راه ممكن نبود و لزوما شيوهاى بازدارنده مىبايست تا در پرتو آن وعدهء نصرت الهى به مؤمنان تحقّق يابد ، نصرتى كه خداوند وعدهء آن را داده و در آنباره فرموده بود :
« يارى مؤمنان حقى بر عهده ماست » « 5 » .
در پاسخ اين مشورت و نظرخواهى سلمان فارسى برخاست و پيشنهاد ساختن خندق را مطرح كرد ؛ شيوهاى كه ايرانيان در جنگهاى خود از آن استفاده مىكردند تا ميان خود و نيروهاى مهاجم سدّى به وجود آورند و در زمان موسى ( ع ) نيز از آن استفاده شد .
پيامبر ( ص ) نيز اين پيشنهاد را كه در ميان اعراب تازگى داشت و همه اين انديشه را تحسين كردند و مايهء ترس و وحشت دشمنان نيز مىشد پذيرفتند و به اجرا گذاشتند . او به همين منظور مسلمانان را گرد آورد تا خندق را حفر كنند و زمانى كه مشركان به اطراف مدينه برسند با اين سد كه ميان آنان و مسلمانان قرار گرفته است روبرو شوند .
حفر خندق
466 - همهء مردم مدينه وظيفه داشتند كه در حفر خندق شركت جويند ، چرا كه آثار شوم اين هجوم دامن همه را مىگرفت و اختصاصى به گروهى جداى از
هامش
( 5 ) - روم / 47 .