شاهد آن چيزى باشند كه شادمانشان خواهد ساخت . اين خوى هميشگى يهوديان است كه با شمشير ديگران تعرّضى را كه متوجّه آنان است دفع مىكنند و تا در توان داشته باشند خود شمشير برنمىدارند .
به همين دليل و بدين ترتيب سرگردانى يهوديان بنى قريظه با اين تصميم پايان يافت كه همچنان بر گمراهى خويش باقى بمانند . آنان از آن پس رشتهء ارتباط خود با قريش را نيز برقرار كردند و به همراه آنان به طرح نقشه عليه مسلمانان مشغول شدند ، آن سان كه اين همكارى و اين توطئهء مشترك در ماجراى غزوهء خندق خود را نشان داد ، آنجا كه يهوديان با مشركان همدست و همسوگند شدند كه از روبرو به دست مشركان و از پشت سر به دست يهوديان بر مسلمانان ضربه وارد آورند و در اين ميان منافقان به كار خود كه فساد انگيزى ، ايجاد ضعف و ترديد و جاسوسى عليه مسلمانان بود ، ادامه دهند .
اكنون سخن از يهوديان بنى قريظه را به جاى خود وا مىگذاريم و به دنبالهء حوادث تاريخى در فاصلهء دو غزوهء احد و احزاب مىپردازيم .
غزوه ذات الرّقاع
457 - ذات الرّقاع نام سرزمينى است كه داراى نخلهاى فراوان بود . در وجه تسميهء اين غزوه به ذات الرّقاع همچنين گفته شده است كه پرچمهاى سپاهيان در اين غزوه « رقاع » يا رنگارنگ بود و يا گفته شده است در اين منطقه از شدّت بادهايى كه مىوزيد سپاهيان تكههاى چوب ( رقاع ) يا سفال به كنار پاهاى خود مىبستند .
اين غزوه در اواخر ماه جمادى [ الاوّل ] سال چهارم هجرت و به هدف بنى محارب و بنى ثعلبه از تيرههاى غطفان و به وسيلهء سپاهى متشكل از چهار صد نفر صورت گرفت .
زمينههاى اين غزوه نيز بدان برمىگشت كه چندى پيش هفتاد نفر از مسلمانان [ در ماجراى بئر معونه ] به دستور عامر بن طفيل به قتل رسيدند و سپس