مهاجمان گريختند كه اين امر از خوار شمردن رسول خدا ( ص ) و سپاه او از سوى آنان حكايت داشت كه در پى ادّعاى شكست مسلمانان در احد از جانب قريش و پخش اين شايعه به منظور باز گرداندن حيثيّت و هيبت قريش و تحريك و تشويق اعراب عليه مسلمانان چنين جرأتى را به خود داده بودند . به همين دليل لازم بود رسول خدا ( ص ) ديگر بار قدرت مسلمانان را به قبايل غطفان نشان دهد و انتقام هفتاد نفر از پاكان صحابه را كه قربانى توطئه و فريب آن خاندان شده بود از آنان بستاند .
بدين ترتيب رسول خدا ( ص ) ابوذر را در مدينه به جانشينى خود گماشت و در رأس چهار صد تن از مسلمانان به قصد رويارويى با غطفان از مدينه بيرون رفت و در آنجا گروه عظيمى از غطفان را يافت و هر يك از اين دو سپاه از يكديگر ترسيدند و هيچ جنگى ميان آنان در نگرفت و به گفتهء ابن اسحاق سپاهيان از همديگر بيم به دل راه دادند و جنگى صورت نگرفته ، و محمّد ( ص ) بر آنان چيزه نشد و انتقام خون پاكانى را كه قربانى نيرنگ شده بودند از آنان نگرفت .
در اين غزوه هر چند به دليل دور بودن منطقه رويارويى از مدينه و به دليل فراوانى سپاه غطفان از آنان انتقام گرفته نشد ، امّا پيامبر اكرم ( ص ) توانست آنان را مرعوب سازد و هيبت از دست رفتهء سپاه اسلام را بازگرداند و شوكت ادّعايى قريش را بشكند . وى علاوه بر اين در سرزمينهاى عربى آن ناحيه نيز به گشت و گذار پرداخت و با آن آشنا شد و همچنين اين نكته را به قريش يادآور گرديد كه او همچنان در هر سو در مراقبت و تعقيب آنان است و اگر بخواهد مىتواند به تعقيب و مصادرهء كاروانهاى تجارى آنان بپردازد .
گذشته از اينها نمىتوان گفت وارد شدن به جنگى كه نسبت به نتيجهء آن ترديد وجود داشت بهتر از آن بود كه نتايج مترتّب بر يك جنگ بدون دامن زدن به آن به دست آيد . در مورد قصاص خون كشتگانى كه طعمهء نيرنگى زبونانه و پيمان شكنى ذلتبارى شده بودند كه هيچ عرب و غير عرب شرافتمندى آن را نمىپذيرفت نيز آن
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 605
مساهمون: حسين صابري
ص٦٠٥