تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 566

مساهمون:

ص٥٦٦
است كه وى خود از بنى اسد بود ، چه نام او ابو سلمه بن عبد الاسد ابى طليحهء اسدى است . بنابراين پيامبر ( ص ) اين مرد مؤمن را در رأس گروهى از مسلمانان به مأموريّت مىفرستد تا او با مشركان خاندان خود به نبرد بپردازد و از اين طريق دو دستاورد حاصل شود : يكى واداشتن مشركان به ايمان و تأديب آنها و ديگرى تأكيد بر محو تعصّبات جاهلى و احياى وحدت اسلامى .

ماجراى رجيع

446 - رجيع نام مكانى در فاصلهء هشت مايلى عسفات است . ابن كثير به تبع واقدى اين ماجرا را « غزوهء رجيع » ناميده است ولى ما اين نام را مناسب نمىدانيم و البتّه اين ماجرا ماجراى خيانت و نيرنگ برخى از مشركان به تشويق و تحريك قريش بود تا آنان بدين وسيله بتوانند انتقام خود را از مسلمانان كه كاملا نگرفته بودند و هنوز در ميان آنان كسانى به چشم مىخوردند كه شمشير بركشيده‌اند تا بار ديگر صفوف مشركان را با شمشيرهاى خود بشكافند بگيرند . ماجراى رجيع آن‌گونه كه در كتب سيره و در احاديث صحيح آمده ماجراى نيرنگ و حيله و توطئه‌اى ننگين به تحريك قريش و از اين قرار است : پس از غزوهء احد گروهى از عضل و قاره كه دو خاندان از هون بن خزيمة بن مدركه بودند به حضور رسول خدا ( ص ) رسيدند و گفتند : « اى رسول خدا ( ص ) در ميان ما گرايشى به اسلام هست . پس چند نفرى از اصحاب خود را با ما روانه ساز تا دين را به ما بفهمانند قرآن بر ما بخوانند و احكام اسلام به ما بياموزند . ابن اسحاق به سند خود مىگويد تعداد افراد اين گروه شش نفر بود ولى بخارى در صحيح خود به سند خويش اين تعداد را ده نفر مىداند . به روايت ابن اسحاق فرمانده گروه ايمان مرثد بن ابى مرثد غنوى - برادر حمزه در جريان مؤاخات در مدينهء منّوره در نخستين سال هجرت - بود ، امّا به روايت بخارى كسى كه رسول خدا ( ص ) او را به فرماندهى اين گروه گماشت عاصم بن ثابت بن افلح
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 566 | حسين صابري / محمد أبو زهرة